عبد الحسين نوايى

73

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

نارين‌قلعه در پشت‌بام به دار آويختند . از اين‌گونه جنايات و فجايع در گوشه و كنار فراوان رخ داد . همين خونهاى پاك و جانفشانيها بود كه سلطنت شوم محمد على شاه را بر باد داد و بار ديگر اساس مشروطه را در ايران برقرار كرد . پس از توپ بستن مجلس و واژگون شدن اساس آزادى در تهران در تمام ايالات و ولايات نيز بساط آزادى را برچيدند و عمال استبداد در همه‌جا بر مردم مسلط شدند . فقط در تبريز آزاديخواهان دست از مقاومت نكشيدند و تازه در اين شهر هم محلاتى كه در شمال مهران‌رود كه از وسط شهر مىگذرد واقع شده بود مانند دوه‌چى - سرخاب - ششكلان - باغميشه ( به استثناى محلهء اميرخيز ) طرفدار استبداد بودند و از محمد على شاه هواخواهى مىكردند و محلات جنوبى مهران‌رود طرفدار آزادى بودند ، به‌طورىكه مهران‌رود حدفاصل و مرز بين مستبدين و مشروطه‌خواهان شده بود و پيكارهائى كه بعدا ميان مجاهدين و مستبدين روى داده اغلب محل وقوع آن در كنار بستر اين رودخانه بود . محمد على شاه و ناصحين او در همان موقعى كه در فكر برچيدن اساس مشروطه و انهدام مجلس شوراى ملى در تهران بودند دستورهاى كافى براى سركوبى مشروطه - طلبان در ساير شهرها مخصوصا در تبريز هم داده بودند . در تبريز ، محمد على شاه بعضى از علماء سوء را برانگيخته بود كه فكر او را عملى نمايند . تلگرافى كه دو روز بعد از توپ بستن مجلس به مير هاشم دوچى كرده بود و متن آن به شرح زير است مؤيد اين معنى است : « جناب مستطاب شريعتمدار آقاى مير هاشم سلمه اللّه تعالى با كمال قدرت فتح كردم . مفسدين را تمام گرفتار كرده سيد عبد اللّه را به كربلا فرستادم . سيد محمد را به خراسان ( مقصود بهبهانى و طباطبائى ميباشند ) . ملك المتكلمين و ميرزا جهانگير را سياست كردم . مفسدين را تماما محبوس . شما هم با كمال قدرت مشغول رفع مفسدين باشيد و از من هم هرنوع تقويت بخواهيد حاضرم . منتظر جواب هستم . جنابان