عبد الحسين نوايى
67
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
در اين روز ، از صبح زود ، مردم تهران مشاهده نمودند كه دستههاى مختلف قزاق از سوار و پياده به فرماندهى صاحبمنصبان روسى قزاقخانه ، اطراف مسجد سپهسالار و مجلس را احاطه نمودند . در آغاز كار مانع ورود اشخاص به مجلس نمىشدند . ولى بعدا از ورود و خروج همه جلوگيرى مىكردند . از آن طرف ، جمعى از آزاديخواهان نيز به حمايت مجلس و نمايندگان آمادهء مقاومت شده بودند . ولى سيدين سندين بهبهانى و طباطبائى كه در اين هنگام در مجلس بودند به مجاهدين سپرده بودند كه پيشدستى در تيراندازى نكنند و مخصوصا سفارش كرده بودند كه ، در صورت بروز حادثه ، از تيراندازى به طرف صاحب - منصبان روسى خوددارى نمايند . در اين موقع آقا سيد جمال الدين افجهاى ، در حالى كه سوار الاغى شده بود ، از خانهء خود در پامنار بيرون آمده و با جمعى از مردم كه اطراف او را احاطه كرده بودند به سوى مجلس رهسپار گرديد و از كوچهء مسجد سراج الملك وارد سرتخت بربريها شد و از آنجا به خيابان ( اكباتان ) درآمده سپس به جلو خانهء ظل السلطان سلطان مسعود ميرزا رسيدند . صاحبمنصبان روسى خواستند آنها را برگردانند . چون گوش ندادند دهانهء توپى را به سوى آنان برگرداندند و شليك كردند . گرچه اين شليك هوائى و بدون گلوله بود ، معهذا باعث رم كردن الاغ افجهاى شد و افجهاى به زمين افتاد و غوغا برپا شد . در اين ميان ، يك صاحبمنصب روسى تپانچهء خود را درآورده تيرى به هوا شليك كرد و متعاقب آن قزاقها شليك كردند و مجاهدين نيز جواب دادند و به - اين ترتيب جنگ شروع شد . در آغاز كار ، موفقيت نصيب آزاديخواهان و مجاهدين شد و قزاقها را عقب راندند . ولى لياخوف كه در اين موقع رسيده بود ، دستور داد تا فورا توپهاى ديگرى از باغ شاه به جلوى مجلس بياورند و فرمان داد كه همهء توپها از چپ و راست ، مراكز حمله و دفاع مجاهدين را گلولهباران نمايند . قزاقان به تدريج سنگرهاى مجاهدين