عبد الحسين نوايى

60

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

ولى اين دسته قزاق‌سوار پس از گردش در شهر و ايجاد رعب و هراس در مردم به جايگاه خود بازگشتند . يك تيپ قزاق پياده هم در ميدان توپخانه جمع شدند و مقارن همين هنگام كالسكهء شش اسبهء شاه ، در حالى كه لياخوف و شاپشال اطراف آن با شمشير كشيده اسب مىراندند ، وارد ميدان توپخانه شد و قزاقها آهنگ سلام نواختند و سپس بدون درنگ از طرف خيابان سپه ، به طرف باغ شاه حركت كرده با اين وضع مضحك و هراس‌انگيز محمد على شاه تهران را ترك گفت و به باغ شاه رفت و عجب اين‌كه علت رفتن خود را به باغ شاه به موجب دستخطى ، كه همان روز براى مشير السلطنه فرستاده بود ، گرماى هواى تهران قلمداد كرده بود . متن اين دستخط يه قرار زير بود : « جناب اشرف مشير السلطنه ، چون هواى تهران گرم بود و تحملش بر ما سخت بود ازين‌رو به باغ شاه حركت فرموديم - پنج‌شنبه چهارم جمادى الاولى . عمارت باغ شاه » . همان روز به دستور محمد على شاه سيم‌هاى تلگراف را نيز قطع كردند و از آن طرف مردم كه دكان و بازار را بسته بودند به طرف مسجد سپهسالار رو آوردند و پس از ساعتى پراكنده شدند و در مجلس هم با آن‌كه وكلا پى به اهميت مسئله برده بودند در ظاهر وقايع را با بىاهميتى مورد بحث قرار مىدادند و در همين روزها بود كه مشير السلطنه هم كابينهء خود را به شرحى كه بيان شد به مجلس معرفى كرد . روز 3 شنبهء بعد از معرفى كابينهء به مجلس ، قزاق‌ها در شهر مشغول گردش شده و در دست هركس سلاحى از هرقبيل ديدند گرفتند و احيانا از ايذاء و آزار مردم هم دريغ نكردند و در همين روز دستخطى از طرف شاه زير عنوان « راه نجات و اميدوارى ملت » انتشار يافت و در آن دستخط با اين‌كه هواخواهى از مشروطه كرده