عبد الحسين نوايى

61

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

بود همه را تهديد به تنبيه و سياست كرده و نوشته بود « مفسدين بىهيچ قبول وساطتى مخذول و منكوب ، هركس از حدود خود تجاوز نمايد مورد تنبيه و سياست واقع خواهد شد » و درحقيقت اين اعلان جنگ محمد على شاه به ملت و مجلس بود كه به عموم شهرهاى ايران هم آن را تلگراف كردند . آخرين كوشش آزاديخواهان روز شنبه 2 جمادى الاخر ، باز انجمن‌هاى تهران به جنب‌وجوش افتادند و جمع كثيرى از مردم در مسجد سپهسالار گرد آمده آمادگى خود را براى مبارزه ابراز داشتند . ولى بر اثر پيغام شاه ، وكلاء مردم را پراكنده كردند بدين اميد كه شايد باز هم با مذاكره محمد على شاه غائله را رفع كنند . پس از پراكنده شدن مردم ، محمد على شاه از مجلس خواست كه 8 تن از آزادىخواهان را كه از آن جمله ميرزا جهانگير خان شيرازى مدير صور اسرافيل و مدير مساوات و ملك المتكلمين و سيد جمال واعظ و بهاء الواعظين و غيره بود تبعيد نمايد . ولى مجلس زير بار قبول اين تقاضا نرفت و در همين هنگام بود كه تلگراف‌هائى هم از تمام شهرستان‌ها مردم به يارى مجلس مخابره نمودند كه اغلب با لاف‌وگزاف فراوان آميخته بود . آخرين اقدام مجلس براى سازش با محمد على شاه فرستادن لايحه‌اى به توسط 6 تن از علماء براى محمد على شاه بود كه در تاريخ 2 جمادى الاخر شاه جواب تند و سربالائى به آن لايحه داد . در روز 20 و 21 جمادى الاخر ، در پنهان گفتگوها به ميانجيگرى مؤتمن الملك و مشير الدوله با مجلس در ميان بود . ولى اين گفتگوها هم به جائى نرسيد و در روز 2 - شنبه 22 جمادى الاخر ، شاه ، ضمن تلگرافى كه به حكمرانان شهرستان‌ها مخابره كرد ،