عبد الحسين نوايى
43
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
مجلس بدين مناسبت جلسهء فوق العادهاى تشكيل داد و چند تن را انتخاب كرد كه به حضور شاه رفته و از اين واقعه اظهار تاسف نمايند و ضمنا مردم را نيز برانگيختند كه به شكرانهء سلامتى و نجات شاه چراغانى نمايند و چند روز در تهران و شهرستانها جشن و چراغانى بود . تعقيب سوءقصدكنندگان نظميه ( شهربانى ) در همان لحظهاى كه اين واقعه روى داد ، در مقام پيدا كردن كسانى كه اين سوءقصد را نموده بودند برآمد . در خانهاى ، كه نارنجكها از بام آن انداخته شده بود ، بسته بود و چون چند روز گذشت و كسى به آن خانه نيامد ، در را باز كردند و به درون رفتند و در آنجا برخى افزار و ادوات نارنجك - سازى با يك ريش ساختگى به دست آوردند و چند روز بعد چهار تن آذربايجانى را كه با گارى عزم سفر داشتند در حضرت عبد العظيم دستگير كردند و به تهران آوردند . ولى نتيجهاى از آن جستجوها به دست نياوردند و همين مسئله روزبهروز خشم و غضب محمد على شاه را زيادتر مىكرد . بعدها گفته شد كه نقشهء اين كار به دست حيدر - عمواغلى كشيده شده بود و بمب را هم او ساخته بود . ولى نام كسى كه بمب را انداخت تا امروز فاش نشده است و ما اكنون براى نخستينبار با استفاده از اطلاعاتى كه يك نفر از مطلعين مورد اطمينان به ما داده است او را معرفى مىكنيم . كسى كه بمب را به سوى اتومبيل محمد على شاه پرتاب نمود رضا نام داشت . رضا به اتفاق سه نفر ( از قرار همان سه نفر آذربايجانى كه در حضرت عبد العظيم دستگير شدند ولى در بازپرسى از آنها چيزى نفهميدند ) در يكى از خانههاى كوچك سرتخت بربريها اقامت كرده و در كمين زدن شاه بودند . وقتى موكب شاه رسيد ، رضا به تصور اينكه شاه قاجار در اتومبيل نشسته است بمب را به طرف اتومبيل پرتاب كرد و بمب