عبد الحسين نوايى

40

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

شرط شده بود دست دولت را باز گذارد كه سردستگان اشرار ميدان توپخانه را كه مرتكب قتل‌نفس هم شده بودند ، كيفر دهد . ولى محمد على شاه كه اصولا و باطنا مخالف مجلس و مشروطيت بود در انجام اين امر سهل‌انگارى مىكرد و اتفاقا در شب چهارشنبه سوم ذيحجه چند تن از همان اوباشان به خانهء يك نفر از بازرگانان زردشتى فريدون‌نام ريخته و پس از اينكه پولهاى او را گرفتند وى را در برابر چشم همسرش با قمه كشتند . اين موضوع موجب هيجان مردم و باعث مذاكرات پرشورى در مجلس گرديد و بار ديگر ، چه در مجلس و چه در مطبوعات ، زبان به بدگوئى از محمد على شاه گشودند . عليرضا خان عضد الملك رئيس ايل قاجاريه و شعاع السلطنه برادر شاه از تندى جرايد و خشم مردم ترسيده و بيمناك شدند كه مبادا يك‌باره پادشاهى را از خاندان قاجاريه براندازند . از اين‌رو عضد الملك به ملاقات محمد على شاه شتافته و او را برانگيخت كه به دلجوئى از نمايندگان مجلس و آزاديخواهان پردازد . در روز دوشنبه 9 ذيحجه جلسه‌اى در دربار با حضور شاه برپا گرديد و بهبهانى و طباطبائى و حاج امام‌جمعه خوئى و چند تن از نمايندگان ديگر و عضد الملك و شعاع السلطنه در آنجا حضور داشتند و در اين مجلس باز محمد على شاه وعده‌هاى دروغى براى حفظ و حمايت مشروطيت داد و گفت به خواست خدا ايران را چنان امن سازم كه محسود جهانيان گردد و نمايندگان هم شكرگزاريها كردند . خبر اين جلسه و مذاكرات شاه در مجلس موجب خشنودى وكلا گرديد و نتيجهء اين جلسه اين شد كه دست ظفر السلطنه وزير جنگ و فرماندار تهران را در دفع اوباشان ميدان توپخانه باز گذاردند و ظفر السلطنه هم آنان را مورد تعقيب قرار داد و عدليه حكم محكوميت آنان را صادر كرد . اعتراض تقىزاده به صلاحيت وزير داخله در كابينهء ناصر الملك و كابينهء نظام السلطنه ، آصف الدوله كه در آغاز مشروطيت