عبد الحسين نوايى

297

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

را كه به باكو فرستاده بودند به گيلان آوردند تا محاكمه و مجازات كنند . از آن ده نفر شش نفر را پس از يك محاكمهء دروغين و شنيدن اظهارات شهود مرعوب و مجذوب به مرگ محكوم كردند و روز سيزدهم صفر چهار نفر را در بيرون رشت به دار كشيدند و بعد از مدتى آنان را در كيسه‌اى انداخته در چاله‌اى به زير خاك كردند . اين چند نفر عبارت بودند از شريعتمدار كر گانرودى و يوسف خان سرتيپ معاون سابق نظميه ، كاظم خان كميسر سابق و صالح رسدباشى سابق . اين‌جا هم تمام كوشش روسها ثبوت اين ادعا بود كه گيلانيان نخست دست به اسلحه برده بودند . تنها يك قزاق كشته شده بود و در مقابل نه نفر از گيلان . باز هم خونخواران روس تزارى قربانى مىخواستند و در پى خونريزى بودند . دو نفر ديگر را به انزلى فرستادند و آنجا به دار زدند . يكى از آنان حاجى على نامى بود از كاركنان قورخانه كه سپس به كار صرافى مىپرداخته و از آزاديخواهان بود و ديگرى فيروز كرجىبان كه بيچاره چندان گمنام بود كه كسى ازو نشانى نداده است . از اين گذشته جمعى را در زندان كردند و جمعى را نيز از دولت خواستند كه از گيلان تبعيد شوند و تا پنج سال به گيلان باز نگردند كه در ميان آنان ، نام افراد ذيل مشاهده مىشود : احمد على خان برادر ميرزا كريم خان ، ميرزا حسين خان كسمائى ، ميرزا محمد على مدير روزنامهء كنگاش ، حاج محمد رضا صاحب مطبعهء عروة الوثقى ، سيد جلال شهرآشوب ، مبصر الملك . اين مبصر الملك گويا زمانى معاون واليگرى بود و چون سرش طاس بود و موئى نداشت ظريفان گيلان او را « مو به سر الملك » مىخواندند . ضمنا روسها از دولت خواسته بودند كه عده‌اى از اشخاص سرشناس تا پنج سال به گيلان بازنگردند من‌جمله : ميرزا كريم خان رشتى ، عبد الحسين خان سردار محيى ، عباس خان برادر