عبد الحسين نوايى
295
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
كشتار در گيلان در گيلان نيز روسها از خشونت و قساوت فروگذار نكردند . كونسول روس در رشت به نام نكراسوف نامهاى به والى گيلان نوشت كه « هريك از بلوائيان را در هرلباس و هردرجه و به هرشغل و خدمت كه باشد تبعهء دولت امپراطورى روس بشمارد ، در هرخانه و دست هركس باشد بدون مراجعه به كارگزاران امور دولت عليه به ملاحظهء ضيق وقت در باب رسيدگى به صحتوسقم آن شخصا به وسايل لازمه دستگير نموده و تا اعادهء امنيت عمومى محبوس خواهد نمود . » اين نامه طرز فكر و طرز رفتار مأمورين تزار را كاملا روشن مىكند . بدينمعنى كه براى هيچكس تأمين جانى باقى نمىگذارد . تشخيص قونسول كافى است كه آزادى افراد سلب شود . آن هم به صورت حبس در زندان ، اگر درين ميان كشتن نباشد ! ! با اين حال مردم شور آزادى در سر داشتند . هنگامىكه تهران در روزهاى مرگ يا استقلال بود ، رشت نيز شور و هيجان فراوان داشت و به شدت مردم آن از خريد كالاهاى روسى و انگليسى خوددارى مىكردند و حتى از كشتن بدخواهان مشروطه و بيگانهپرستان باز نمىايستادند . اما روسها كه اين استقامت عمومى را برنمىتافتند دستبهكار شدند و در انزلى چند نفر را شبانه به خانهء ظهير حضور فرماندار فرستادند و او را چندين زخم زدند . روز پنجشنبه عزيز بيك سردستهء روسها با يك دسته سالدات به بازار آمد و به مردم تحكم كرد و در جلو مسجد نيز شروع به تحكم و تشدد نمود تا جائى كه نخود - فروشى تاب نياورده چارپايهء خود را بر سر او كوفت . او هم دستور شليك داد و 24 نفر را مقتول و مجروح كرد . عزيز بيك چند نفر از كارمندان دولتى را نيز گرفت و قزاق از غازيان به شهر آورد و كشتى جنگى روس نيز شهر را نشانه گرفت و عزيز بيك همهكارهء شهر شد . در رشت هم نكراسوف روزى به درشكه نشست و با صد قزاق به چاپخانهء