عبد الحسين نوايى

293

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

رنج ما دو دقيقه بيش نيست . پس از آن به كلى آسوده خواهيم شد . نخست شيخ - سليم را بر دار كردند و سپس ثقة الاسلام را و بعد ديگران را . درود بر روان پاك آن شهداى راه استقلال و آزادى . در ميان اينان مردى بود كه نه سر پياز بود نه ته پياز و اصلا كاره‌اى نبود . بلكه دايى ضياء العلما بود . ضياء العلما مرد فهميدهء روشنفكرى بود . وقتى او را گرفتند ، دايى پيرش وى را همراهى كرد . ولى از كنسولگرى بيرون نيامد و سرانجام بر سر دار رفت . اين مىرساند كه محاكمهء روسها تا چه‌اندازه صحت و دقت داشته است . بارى از آن پس روسها هرچه توانستند از مجاهد و غير مجاهد كشتند . خانهء مجاهدين و مخالفين استبداد را غارت كردند و با ديناميت منفجر نمودند و سپس با حمايت آنان صمد خان شجاع الدولهء خونخوار به شهر درآمد و هرچه روسها نكشته - بودند او كشت . شرح اين روزهاى سختى را كه بر تبريز گذشته از زبان كسروى در كتاب 18 سالهء آذربايجان بشنويد . عندليب آشفته‌تر مىگويد اين افسانه را . خودكشى مردى وطن‌پرست درين ميان ، شاهزاده امان اللّه ميرزا ضياء الدوله كه در كنسولگرى انگليس در تبريز متحصن شده بود خودكشى كرد . اين مرد چنان‌كه گذشت ، بسيار كوشيده بود كه بر خلاف ادعاى كنسول‌هاى روس و انگليس اين حقيقت را براى تهران و جهان روشن كند كه جنگ را روسها شروع كردند . در يك تلگرام خود به تهران ، چنين مىنويسد : تعجب در اين‌جاست كه عرايض صادقانهء اين بنده را باور نمىفرمائيد از طرف اهالى اقدامات نشده . امروز با شدت شليك كردند ( روسها ) و هجوم آورده زن و بچه‌ها را از خانه كشيدند . از وحشيگرى ذره‌اى فروگذار نيستند . آخر اهالى بيچاره كه جنگ‌كن نيستند . حفظ ناموس خود مىكنند . و اللّه باللّه زن و طفل را در