عبد الحسين نوايى

291

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

با توپخانه به تبريز رسيدند و نارسيده شهر را به توپ بستند . ضياء الدوله بلافاصله به قونسولگرى روس رفت كه شايد تبريز و مردم عزيزش را از بمباران رهائى بخشد . كسروى مىنويسد : شب چهارشنبه را چه ستايم و چه نام دهم . شبى كه كمتر كسى از ترس و اندوه خواب آرامى كرد . شبى كه هزارها خاندان با ديده‌هاى اشكبار سرپرستان خود را ( يعنى مجاهدين را ) به سفر فرستادند يا از خود دور ساخته به به نهانگاهى سپردند . » فعاليت‌هاى ضياء الدوله به جائى نرسيد و خود او به قونسولگرى انگليس پناهنده شد . زيرا حاضر به تحمل خفت و خوارى در دست روسها نبود . زيرا مىدانست كه با آن تلگرافات به‌جا و درستى كه به تهران كرده بود روسها او را نخواهند بخشود . ثقة الاسلام پيشواى روحانى شهر به همه پيشنهاد كرد تا مىتوانند از شهر خارج شوند و وقتى ازو پرسيدند پس شما چه خواهيد كرد گفت افوض امرى الى اللّه ( كار خود را به خدا مىسپارم ) . آن شب مجاهدين تا توانستند از شهر خارج شدند . فردا بمباران شهر شروع شد . سرهنگ تزار ، بىآن‌كه نقشه‌اى از شهر داشته باشد ، شهر را به توپ بسته بود . به‌طورىكه بعضى از گلوله‌ها به خانهء اروپائيان رسيد و يك گلوله نيز بيرق قونسولگرى آمريكا را انداخت . سپس روسها به شهر درآمدند و شهر را گرفتند بيان فجايعى كه كردند درين مختصر نمىگنجد . ثقة الاسلام بر سر دار از روز پنجم محرم 1330 روسها سراسر تبريز را تصرف كردند . آن‌گاه به دستگيرى آزادىخواهان و مجاهدين پرداختند و از كشتن زنان و مردان بىگناه خوددارى نكردند . روز عاشورا ثقة الاسلام و هشت نفر ديگر را بر دار كشيدند ثقة الاسلام همواره در هنگام سختى يار و مشاور مؤتمن مردم تبريز بلكه آذربايجان بود . وى با آن‌كه خونخوارگى روسيان را مىدانست ، هنگامىكه روسها دست