عبد الحسين نوايى
290
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
جانبازى تبريزيان شادروان كسروى شرح اين حماسهء خونين را در تاريخ هيجده سالهء آذربايجان به بهترين وجهى آورده و از فداكارى تبريزيان حكايتها كرده است . هركه تفصيل خواهد ، گو بدان كتاب ارزنده مراجعه نمايد . روسها كه قشون به آذربايجان آورده و تبريز را گرداگرد فروگرفته بودند ، روز پنجشنبه 29 ذى الحجه ، به بهانهء اينكه سيم تلفون بين باغ شمال و قونسولگرى را درست كنند ، به جلو شهربانى رفتند و خواستند بالاى بام شهربانى بروند . حسين پاسبان كه مسئول كشيك بود ممانعت كرد . روسها او را با هفتتير زدند و يكى ديگر از افراد گارد را نيز كشتند . و بازگشتند . اما سپيدهدم بر عمارات نظميه و حكومت « استاندارى » حمله بردند و ارك را محاصره كردند و سالداتها را به كوچه و بازار فرستادند و آنان به لخت كردن مردم پرداختند و هركه را مشكوك مىپنداشتند بىحرف و محاكمهاى در كوچه و بازار مىكشتند . مجاهدان تبريز تحتنظر امير حشمت رئيس شهربانى به دفاع پرداختند و غيرتمندانه روسها را از پيش برداشتند و كشتارى فراوان از آنان كردند و حتى يك مسلسل از ايشان گرفتند و شهر را از وجود آنان پاك كردند . روسها كه نيروى مجاهدين را ديدند ، از قفقاز كمك خواستند و تا رسيدن كمك ، ميلر قونسول روس ، مرد مزورى كه از پاخيتانوف چيزى كم نداشت ، با تبريزيان به گرمى و مهربانى سخن گفت و از صلح و آشتى حديث كرد . در خلال اين مدت ، امان اللّه ميرزا ضياء الدوله كه ، پس از مهديقلى خان مخبر السلطنه هدايت در سمت فرماندهى قشون ، مسئوليت امور آذربايجان را به عهده داشت ، بسيار كوشيد تا تهران را از وخامت قضيه آگاه كند . ولى تهران نه گوش شنوايى داشت كه حرف بشنود نه دست توانائى كه بتواند گرهى از كارها بگشايد . زيرا خود در تار عنكبوت اولتيماتوم روس دست و پا مىزد . روز سهشنبه ناگهان سه لشكرى كه روسها خواسته بودند از ايروان و تفليس