عبد الحسين نوايى

288

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

پنج نفر عليقلى خان سردار اسعد بود . اين كميته با همكارى وزراى كابينهء نجفقلى خان صمصام السلطنه ، اولتيماتوم دولت روس را پذيرفتند و همان روز شفاها مراتب را به سفراى روس و انگليس اعلام داشتند . دولت چون بر مجلس تسلط يافته بود بدين اكتفا نكرده خواست مجلس را از ميان بردارد و روز دوم دى ( دوم محرم 1330 ) جلسه‌اى در دربار برپا كرد كه انبوهى از رجال كشور و وزرا در آن حضور يافتند و وزير خارجه وثوق الدوله نطقى مفصل در چگونگى وقايع كرد كه چگونه مجلس در مقابل اولتيماتوم ايستادگى كرد و اگر ايستادگى نكرده بود اين كشتارهاى تبريز و قشون‌كشى روس پيش نمىآمد و يادداشتى را كه وزرا درين زمينه قبلا تهيه و امضا كرده بودند به نايب السلطنه دادند و در پايان نامه درخواست كرده بودند كه مجلس به يكباره منحل گردد . ناصر الملك هم اين پيشنهاد را پذيرفته دستور داد تا مجلس را ببندند . يپرم آزادىخواه سابق نيز همگام عصر يك دسته از طرفداران خود را فرستاد تا نمايندگان را بيرون كردند در بهارستان پاسبان گذاردند و طبق دستور از ورود اشخاص و وكلا به بهارستان جلوگيرى كردند . در كتاب شوستر آمده است كه بعد از ظهر 24 دسامبر ( دوم محرم 1330 ) كابينه كه از طريق عديده معزول شده بود ، مجبور به كار بردن يك‌ضرب دست بر خلاف مجلس شد . به توسط عده‌اى ژاندارم و دسته‌اى از ايل بختيارى ، به خارج كردن وكلاء و مستخدمين ، و اعضاء جزء داخلهء مجلس موفق شدند . بعد از آن درها را بستند و عده كثيرى از گارد همايون كه معروف به ژريمان شاهى بود براى محافظت مجلس گذارده به وكلا تهديد كردند كه اگر سعى در مراجعت به بهارستان يا تجمع در جاى ديگرى كنند كشته خواهند شد . شهر طهران فورا به طرز حكومت اوليه يعنى استبدادى و نظامى برگرديد . »