عبد الحسين نوايى

275

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

داشتند » ، اما شوستر اين مطلب را نپذيرفت و به شاهزاده كه خود حامل نامه هيئت وزراء بود گفت يا شما با پرداخت ماليات علاقه و دلبستگى خود را به مشروطيت و وطن ثابت كنيد يا دستور مىدهم كه انبارهاى شما را مأمورين خزانه ضبط و تصرف كنند . شاهزاده بالاخره به هرترتيبى بود از اين طرف و آن طرف ماليات دولت را فراهم كرد و پرداخت . ميرزا احمد خان علاء الدوله سابقا دربارهء علاء الدوله شرحى نوشتيم و گفتيم كه وى نيز از پرداخت ماليات خوددارى مىكرد و حاضر نبود سهمى را كه ادارهء خزانه به عنوان ماليات او معين كرده بود و حتى مأموران خزانه را كه بخانهء او رفته بودند به وضع مفتضحانه‌اى بيرون كرد . شوستر بلافاصله رئيس مأمورين خزانه‌دارى را با پنج ژاندارم فرستاد كه ماليات را وصول كنند يا اينكه علاء الدوله را توقيف نمايند . علاء الدوله كه كار را سخت ديد از در ديگر منزل خارج شده نزد صمصام السلطنه به شكايت رفت و با حال گريه از خشونت و وحشيگرى مأمورين خزانهء كه مزاحم شخص شخيص ميرزا احمد خان شده بودند تظلم نمود و رئيس الوزرا كه تحت تأثير اشك و آه حضرت و الا قرار گرفته بود به امير مجاهد بختيارى دستور داد تا با كمك افراد بختيارى از ميرزا احمد خان رفع زحمت كنند . امير مجاهد نيز به اتفاق پسر علاء الدوله دسته‌اى از سواران بختيارى را بر سر مأمورين ژاندارم خزانه ريخته آنان را تا مىخوردند با چوب كتك مفصلى زدند و تفنگهاى ايشان را هم گرفتند . صمصام السلطنه روز ديگر كتبا به خزانه‌دار كل جريان شرح داد و شوستر جوابا نوشت كه علاء الدوله فورا بايد ماليات را بپردازد . رئيس الوزراء هم معذرت بخواهد و مرتكبين جسارت نيز مجازات شوند . صمصام السلطنه كه به كار زشت خود واقف شده بود . در هيئت وزراء معذرت خواست و كتبا نيز اظهار پشيمانى