عبد الحسين نوايى

255

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

شوستر يك نفر آمريكائى بود . در آن روزگار ، آمريكا سياست انزواطلبانه‌اى داشت و در سياست ممالك قارهء قديم دخالتى نمىكرد و افكار آزاديخواهانه هنوز با مقاصد سياسى حد مشترك داشت . تاريخ مشروطيت ايران مرهون و يادآور اين نوع افكار حريت‌طلبانه به معنى حقيقى اين كلمه است نه معنى سياسى . هزار سال ديگر هم اگر تاريخ مشروطيت مملكت ما را بخواهند بنويسند ، نام شادروان « باسكرويل » جوان آمريكائى شهيد در تبريز و نام شوستر خدمتگزار صادق دولت مشروطهء ايران در ميان فداكاران و جانبازان راه آزادى يافته خواهد شد . شوستر آزادىطلب ايده‌آليستى بود و صادقانه نسبت به مملكت كهنسالى كه به تازگى رژيمى نو مبنى بر حريت يافته بود خدمت مىكرد و حتى وقتى كه نمايندهء سياسى دولت روس تزارى از او پرسيد آيا حاضر هستيد چنانچه محمد على شاه دوباره به تخت بنشيند خزانه‌دار او باشيد . وى با مهارت ديپلوماتيك خود جواب داد من تعهد كرده‌ام كه تا آنجا كه مىتوانم و از من برمىآيد به دولت ايران خدمت كنم . ولى چندان مايل نيستم در زير نفوذ و قدرت محمد على ميرزا لحظه‌اى بمانم . بحران مالى پس از واقعهء عودت محمد على ميرزا هرچند كه اخراج پادشاه مخلوع با كمال موفقيت صورت گرفت ، ولى اين امر موجب شد كه كليهء امور على الخصوص دستگاه مالى اين كشور كه تازه مىخواست سروصورتى به خود بگيرد از هم بپاشد . تهيهء اسلحه و حقوق نفرات و مخارج جنگ و خاصه قانع كردن افراد پول دوستى كه از آب گل‌آلود قصد صيد ماهى داشتند وضع خزانه را بالكل بر هم زد . شوستر در كتاب خود به تلخى تمام ازين‌گونه طمع‌ورزيهاى افراد ، بخصوص افراد مسئول و متمول ، مىنالد و من خجلت مىبرم از اين‌كه دوباره تكرار كنم .