عبد الحسين نوايى

238

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

ميرزا غارت شود . ولى بر خلاف اين نظر ، تفنگها سالم از راه انزلى و رشت به - قزوين ، رسيد و همانها بر ضد طرفداران روسيهء تزارى به‌كار رفت . عبد الحسين خان سردار محيى كه در ابتداى انقلابات گيلان لقب معز السلطان داشت ، از اولين اشخاصى بود كه حاضر بودن خود را براى شركت در جنگ با محمد على ميرزا اعلام كرد . وى تقبل نمود عده‌اى فراهم كند و آمادهء خدمت شود دولت نيز درخواست او را پذيرفت و وى را به جلوگيرى ستونى از قواى دشمن مأمور نمود كه محمد على ميرزا رأسا فرماندهى آن را داشت و قرار بود كه پس از تصرف سارى ، از راه مازندران به پايتخت حمله كند . اولين غلبهء قواى دولتى بر دشمن در ناحيهء فيروزكوه بود كه معين همايون بختيارى قواى رشيد السلطان را درهم شكسته و خود وى را دستگير نمود . اما كار عمده از بين بردن ارشد الدوله و قشون وى بود كه از راه شاهرود حمله مىكرد . براى جلوگيرى از وى ، قواى بختيارى نامزد گرديدند و رؤساى ايشان عبارت بودند از امير مجاهد بختيارى و غلامحسين خان سردار محتشم و ضيغم السلطنه . قواى ارشد الدوله روز 12 شعبان به دامغان و 16 به سمنان و اوائل رمضان به ارادان ( خوار ) رسيدند و چون خطر فورى و قطعى بود ، يپرم از مقابله با محمد على - ميرزا كه ، پس از شنيدن خبر قيمت‌گذارى براى سر او از طرف مجلس ، مخفى شده و گويا به كشتى روسى كه همچنان احتياطا منتظر او بود پناهنده شده بود ، منصرف شده تصميم گرفت تا نزديك شدن سردار ارشد در طهران باشد . روز دهم رمضان ارشد الدوله نزديك امام‌زاده جعفر ورامين رسيد و يپرم عازم جلوگيرى او شد . قبل از شروع به بيان اين جنگ خوب است راجع به ارشد الدوله فرماندهء اصلى قواى استبداد چند كلمه بنويسيم و او را معرفى كنيم . زيرا از يپرم به - قدر كافى صحبت داشته‌ايم .