عبد الحسين نوايى
20
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
خود را هم منسوخ و متروك گذاشتهاند . » محمد على شاه باطنا از اظهارات مستشار - الدوله خشمگين گرديد . ولى در ظاهر به هفت وزير كابينهء اتابك كه هنوز سر كارهاى خود بودند دستور داد « برويد با وكلا بنشينيد ، قرارى در كليهء نظم امورات مملكت بگذاريد و از كارها غفلت ننمائيد . » دو روز بعد ، يعنى روز 5 شنبه 26 رجب ، جلسهء مشورتى تشكيل گرديد و در آن جلسه وكلا به ناصر الملك مأموريت دادند از شاه تقاضا كند يك نفر را به سمت رئيس الوزراء انتخاب نمايد كه در انتخاب وزيران خود اختيارات كامل داشته باشد و در جلسات بعد نطقهاى مهيجى بر ضد دخالتهاى محمد على شاه در امور كشور و مسئوليت وزيران در برابر مجلس ايراد نمودند و صريحا گفتند كه وزراء مسئول مجلساند و هركس عهدهدار زمامدارى كشور مىگردد بايد فقط مجرى قانون و تصميمات مجلس باشد . در اين جلسه ، وثوق الدوله كه مجلس را اداره مىكرد به عنوان اعتراض جلسه را ترك كرد و استعفا داد . مجلس هم موقع را مغتنم شمرده احتشام السلطنه نمايندهء تهران را به رياست مجلس انتخاب كرد و عدهاى در همان جلسه مأمور شدند كه بروند و احتشام السلطنه را كه تازه از سفر به تهران آمده بود به مجلس بياورند و پس از يك ربع ساعت ، احتشام السلطنه را با سلام و صلوات وارد مجلس نمودند و رياست مجلس را به دو سپردند . محمد على شاه كه در باطن جز برهمزدن اساس مشروطيت هدف ديگرى نداشت و جريانات مجلس هم بيشتر باعث خشم و غضب او شده بود ، ميرزا - احمد خان مشير السلطنه را كه مردى بىشخصيت و نادان و آلت بىارادهاى در كف او بود ، در همان شبى كه اين جريانات در مجلس روى داد ، مأمور تشكيل كابينه نمود و مشير السلطنه روز دوشنبه 7 شعبان كابينهء خود را به شرح زير به مجلس شوراى ملى معرفى نمود .