عبد الحسين نوايى

234

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

موفقيت هم دولت انگليس آن را به رسميت نخواهد شناخت ؟ نمايندهء وزارت خارجه انگلستان ، بعد از اطمينان دادن دربارهء اين مطلب كه « دولت اعليحضرتى از احتمال تجديد جنگ داخلى در ايران بسيار اندوهگين مىباشد . » گفت كه « اولا اين اظهارات از طرف دولت اعليحضرتى اثر كمى خواهد داشت و بدون موافقت دولت روس نمىتوانند چنين اظهاراتى بنمايند و هرگاه بكنند مثل آن است كه مداخله نموده باشند . » عجبا وقتىكه مليون ، طهران را از دست عناصر مستبد و اطرافيان محمد على شاه گرفتند و عرصه را بر شاه پيمان‌شكن مستبد و فاسد تنگ كردند ، وى به سفارت خارجى پناه برد و دولت انگليس نيز پرچم خود را بر سر اقامتگاه شاه فرارى برافراشت و با حمايت كردن از او علنا در كار و سياست ايران دخالت نمود و حتى در قرارى كه مليون با شاه شكست‌خورده خواستند بگذارند ، سر جارج باركلى هم امضاء خود را پاى قرارداد گذاشت و به اين ترتيب باز در امور مربوط به ايران و ايرانى مداخله نمود و وقتىكه دولت ايران متوجه شد محمد على ميرزا تحريكاتى در ميان عشاير مىنمايد ، با ذكر اسناد و دلايل به موجب همان پروتوكلى كه امضاء سر جارج باركلى وزيرمختار دولت بريتانياى عظيمى در زير آن مركبش هنوز خشك نشده بود ، خواست مستمرى محمد على ميرزا را قطع كند ، همين دولت « اعليحضرتى » كه هميشه طرفدار حق و حقيقت بود ، دو نفر فراش سفارت را مأمور كرد تا از در خانهء نواب وزير خارجه با شهامت رد نشده و هرجا وزير رفت دنبال او بروند و براى يك مرد بىارزشى كه صورة و معنا فاسد بود مطالبهء اقساطى كنند كه ملت ايران به اشك چشم و خون دل از دسترنج خويش فراهم آورده بود ! تذكار اين مطالب شايد خسته‌كننده باشد . ولى براى اين مطلب اين مقدمه ذكر شد كه اصول سياست دول قوى هميشه ثابت و تغييرناپذير است . كلمات « صلح » و « كمك به ملل عقب‌مانده » و « جلوگيرى از تجاوز » و « حمايت