عبد الحسين نوايى
219
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
بيرون كشد ، بسيار گران تمام شد . قواى منظمى وجود نداشت و اگر جديت و فداكارى يپرم خان نبود و صميميت صمصام السلطنه ، كه در آن تاريخ علاوهبر سمت رسمى دولتى ايلخانيگرى بختيارى را نيز بر عهده داشت ، كارها از هم پاشيده شده دوباره محمد على ميرزا مثل هل و گلاب روى تخت سلطنت مىنشست و حكومت مشروطه و رژيم دموكراسى را به بهترين وجهى اداره مىكرد ! و خونبهاى شهداى آذربايجان را مىپرداخت ! ! كليهء قواى انتظامى ايران از ژاندارم و پوليس بيش از هزار و هشتصد نفر نبود . البته صورت دفاتر وزارت جنگ خيلى بيشتر از اينها را نشان مىداد و بلكه شامل چند « لشكر » مىشد . ولى در عمل چنين بود كه ذكر شد . تازه اين عده اسلحهء كافى نداشتند و تعليمات نظامى نديده بودند . تنها نيروى منظم يك فوج سرباز بود كه يپرم در مدت رياست نظميهاش تهيه كرده بود و البته تعداد آن چندان زياد نبود و از عهدهء دفع همراهان بىشمار و بيابانى محمد على ميرزا برنمىآمد . صمصام السلطنه حاضر بود كه هزار نفر از ايل بختيارى را از اصفهان به تهران بياورد . ولى اين كار هم اقلا يك دو هفته طول داشت . يك اقدام صميمانهء ديگر اين مرد سادهدل ، كه نسبت به مشروطه نيتى پاك داشت ، اينكه چون مىترسيد كه مبادا همكاران ارتجاعيش يعنى آن دو وزير كه ذكرشان گذشت حقوق افواج را نپردازند ، خود به عنوان وزير جنگ و حاكم نظامى ، متقبل شد كه حقوق افواج مركزى طهران را شخصا از جيب خود بپردازد . بدينمعنى كه بعد از ديدن سان ( نه از روى دفاتر ) و دانستن تعداد حقيقى نفرات حقوق آنها را بدهد و در نتيجه صورتحساب مخارج افراد از چهل و هشتهزار تومان رسيد به دههزار تومان . « 1 » تعداد بختيارىهاى حاضر در مركز بيش از ششصد نفر نبود و اين عده با آنكه از دولت مواحب مىگرفتند ، مثل مستخدمين و گارد شخصى خوانين بختيارى بودند .
--> ( 1 ) - خوانندهء دقيق خوب مىبينى كه اختلاف حساب خيلى كم ! ! بوده و « مداخل » بيش از سه برابر « مواجب » يعنى معامله نبود .