عبد الحسين نوايى

211

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

صاحب دو پا شد و توانست از وعدهء خود تجاوزى بكند و سرانجام قرار بر اين شد كه نظام السلطنه آن‌دو را شبانه تبعيد كند تا به اروپا بروند . به شرط آنكه بازنگردند . شب محبوسين را به همراهى مستحفظين فرستادند . ولى در بين راه قشقائيها و همراهانشان از ايل كشكولى نصر الدوله را به تير زدند و اما قوام الملك كه محتاطتر بود و به علت سوءظن هميشه از جاده خارج حركت مىكرد و به‌علاوه بر خلاف نصر الدوله به جاى قاطر بر اسب خوبى سوار بود ، دست نيافتند و او گريخت و پس از 24 ساعت خود را به شيراز رسانيد و چون قبلا زنش اجازهء تحصن در قونسولگرى گرفته بود و قونسول هم تشخيص داده بود كه او در معرض خطر حتمى است ، او را ، با لباس و كلاه‌فرنگى ، به قونسول‌خانه راه داد . بلافاصله صولة الدوله ، در عمارت حكومتى ، حاضر شده مراتب « دوستى كامل خود را با دولت اعليحضرتى » بيان كرد و « مستر » ناكس هم از مساعى او در حفظ امنيت طرق جنوب و خطوط تلگرافى تشكر كرده اظهار اميد نمود كه « بعد ازين به همان روش ادامه دهد » . خان هم قبول كرد و حتى تعهد نمود كه تمام نقاط جنوبى ايران را منظم كند ، ولى نه زير نظر سردار اسعد . در گيرودار حملهء قشقائيها ، دو نفر از نوكران نصر الدوله ، به القاب عظيم ! عطاء نظام و عطاء السلطنه ، نيز مجروح شدند و فرداى آن روز به شيراز آمدند . نظام السلطنه ، از نظر حفظ امنيت شهر ، اصرار داشت كه قونسولگرى قوام الملك را تحت حمايت سربازان دولتى و نمايندهء قونسولگرى از فارس خارج نمايد . ولى مستر ناكس اين پيشنهادهاى « قابل تمجيد » را « وثيقه‌اى كه بتوان بدان اعتماد نمود » ندانست و قبول نكرد و درعوض گفت كه حكمران را مسئول هرگونه اغتشاشات در شيراز مىداند . اعضاى انجمن ولايتى در شهر ، با هيجان خاصى كه قونسول انگليس آن را نتيجهء دادن « روزى دو قران » به حاضرين ذكر مىكند ، به قونسول دولت فخيمه اعتراضى سخت كردند و در طى نطق از « طرح‌ريزىها و مقاصد انگليس در جنوب ايران » مذمت نموده مردم را اصرار به حمله به قونسولگرى و قتل قوام الملك