عبد الحسين نوايى

194

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

آن بود كه معروف به هم‌شاگردى لرد كرزن « 1 » نايب السلطنهء « 2 » سابق هند بود . ( وى همانست كه دو جلد كتاب او به نام « ايران و مسأله ايران « 3 » » از لحاظ مطالب تاريخى و جغرافيائى و اجتماعى راجع به ايران كم‌نظير است ) و اگرچه در ابتداى انقلاب و قيام ملت بر خلاف عين الدوله صدراعظم به مناسبت دشمنى كه با امين السلطان داشت و دوستى با امين السلطان كه او را وزير ماليه كرده بود بر ضد مطالبهء مشروطيت بوده و در مجالس دربارى رأى بر عدم قابليت ملت ايران مىداد و حتى در لايحه‌اى كه به علماى رؤساى انقلاب نوشته بود « 4 » با تمام قواى خود ، در اثبات نابهنگام بودن اين خيالات در ايران كوشيده و حتى از طرف امپراطور روسيه نيز به سوگندها مدافعه كرده بود كه محض صلاح مملكت خود و محبت به ملت خويش است كه راضى به آزادى روسيه نمىشود نه براى استبدادپرستى بوالهوسانه ، لكن بعد از انقلاب فورا كار مطلعين از اوضاع و علوم اروپائى رونق زيادى گرفت و انظار عامه با كمال احترام به سوى آنها منعطف شد و از شدت احتياج بدانان از اعمال سابقشان چشم پوشيدند و ناصر الملك يكى از آن اشخاص بود و در نتيجهء مجاهدات بىانتهاى مجلس اول ، براى تأسيس يك كابينه از اشخاص جديد و عالم مملكت ، رئيس الوزراء آن كابينهء مطلوبه كه عاقبت تشكيل شد گشته و پس از دو ماه در نتيجهء كودتاى عقيم ( منظور كودتاى اول محمد على شاه و داستان اجتماع اراذل در توپ‌خانه و حملهء آنان به مجلس است كه با عدم موفقيت روبرو شد ) معزول و گرفتار گشته و به واسطهء مداخلهء سفارت انگليس به حمايت وى نجات يافته عازم اروپا گشت كه تا خلع محمد على شاه از سلطنت در آنجا بود . بعد از آن به طهران برگشته يكى از اولين آكتورهاى صحنه شد . مشار اليه تمام قوت خود را به همهء وسائل ممكنه در تشكيل فرقهء معتدلهء « اعتداليون مجلس دوم » و تحصيل اكثريت براى آنها و سعى در برانداختن فرقه مخالف

--> ( 1 ) - Lord Curzon ( 2 ) - Viceroy of Iodia ( 3 ) - Persia and Persian Question ( 4 ) - نامه به مرحوم طباطبائى درك تاريخ كسروى ج 1