عبد الحسين نوايى

195

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

( دموكراتها و اصلاح‌طلبان افراطى ) كرد و نتيجهء اعمالش اگرچه حصول پيشرفت آن مقصود در ابتدا شد ؛ ولى به واسطهء افراط در محو آثار ايرانيان جوان و عناصر پرشور ، بالنتيجه حريت سياسى ايران و تشكيلات اصلاح‌خواهان و خود مشروطيت هم از ميان رفت . اين شخص كه حالا نيز نايب السلطنه ايران است داراى خصائص متناقضه است : از اوضاع عالم به قدر كافى علم و اطلاع دارد . داراى بلاغت كامل است زبانهاى انگليسى ، فرانسه و روسى را مىداند . به فساد اخلاق و رشوه‌خوارى معروف نبوده ، لكن بينهايت ضعيف و ترسوست و فوق العاده بدبين . خيالات و مذاكراتش بىنتيجه و نظرى ( تئوريك ) و منحصر به نقادى و نشر بدبينى و عارى از جرأت قول و حريت يا شجاعت در اظهار عقيده و مجاهدهء علنى در عقيدهء خود ( بدون دسيسه ) . در اخلاق شخصى مثل هرآدم ضعيف بينهايت كينه‌جوى و انتقام‌پرور است و در مقابل كمترين مخالفت با مخالف خصومت ابدى پيدا مىكند . ظاهرا به جلب قلوب عمومى سعى مىكرد كه مقام مسلمى و اجتماعى تحصيل كند . لكن در فوت نايب السلطنهء سابق ، كه مجلس ملى برحسب قانون اساسى به مقام انتخاب نايب السلطنهء جديد برآمد ، فرقه‌هاى سياسى مجلس متفقا او را انتخاب نكردند . بلكه فرقهء اقليت ( دموكراتها ) به كانديداى ديگرى ( مستوفى الممالك ) رأى دادند و بنابر مشهور همين فقره از بزرگترين اسباب و بلكه عامل مهم وقايع و اوضاع بعد از آن تا الغاء مجلس گرديد كه مشار اليه با انتقام‌جوئى تصورناپذيرى بر ضد مخالفين سياسى خود اقدام كرد كه به نفى و حبس پيشوايان آن كشيد . » ناصر الملك براى اداء قسم و شروع به كار خيلى ترديد كرد و قصد داشت كه مجلس را به صورت يك اكثريت قريب به اتفاق درآورد تا خود . را براى كار آماده اعلام كند . ولى پيدا بود كه اين حرف چندان منطقى به نظر نمىرسيد . زيرا مردم مىدانستند كه مجلس بدون اقليت بىفايده است و ماشينى است كه تابع نظريات