عبد الحسين نوايى

190

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

نو تحت رياست و سرپرستى محمد امين رسول‌زاده « 1 » و ابو الضياء شبسترى طبع مىشد اين روزنامه از بهترين و بامسلك‌ترين روزنامهءهائى است كه مشروطيت ايران به خود ديده است . ادارهء روزنامه از اطاقهاى مطبعه و محل آن در لاله‌زار سر كوچهء حاج معين التجار بؤشهرى بود . ايوان هم در يكى از اطاقهاى مطبعه سكنى داشت و شغل وى نيز اين بود كه كاغذ ماشين را برساند و به اصلاح مطبعه‌اى « كاغذ بده سر ماشين » بود ايوان جزو دسته‌اى بود كه از ساعت 6 عصر تا صبح كار مىكردند . آن روز تا نزديك ظهر در مطبعه بود و سپس از مطبعه خارج شد و در حدود دو و نيم بعد از ظهر با همان رفيق خود ، به عنوان دادن كاغذى به وزير ماليه ، در چهارراه مخبر الدوله نزديك منزل وى ، ايستاده منتظر شدند و چون وزير ماليه پيدا شد پيش رفته كاغذ را دادند . صنيع الدوله يك پايش روى ركاب كالسكه و پاى ديگرش بر زمين بود كه تير صدا كرد و وى بر زمين افتاد و ايوان و رفيقش فرار كردند ، تصادفا قزاق سوارى كه براى گرفتن عليق خود در خيابان مىرفت ، وى را در حال فرار ديد و تعقيب كرد و با شوشكه به سر او زده او را دستگير نمود . ولى سفارت روس به استناد اين‌كه وى تبعهء روسيه است خواستار تسليم وى گرديد تا خود قاتل را محاكمه و مجازات نمايد . دولت ايران در مقابل بارانفسكى منشى سفارت كه با چند سوار به وزارتخارجه آمده بود مقاومت نكرده قاتل را با يك يادداشت اعتراض‌مانند به روسها داد . هرچند ادارهء محاكمات وزارت خارجه با حضور نمايندهء سفارت جلسه تشكيل داد و حكم اعدام صادر نمود ، روسها به عنوان آنكه مجازات بايد در كشور روسيه انجام شود ، ايوان و رفيقش را از ايران به‌در بردند .

--> ( 1 ) - براى شرح حال وى كه مدتها همفكر استالين بوده و بعد ازو برگشته رجوع شود به مقالهء اين جانب در شمارهء اول سال پنجم مجلهء يادگار