عبد الحسين نوايى

170

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

رسيد ستار خان چندان تقصيرى نداشته بلكه تحريك بيشتر بر اثر تلقينات سفارت عثمانى و اقدامات سردار محيى بوده است . بالاخره اصرار مجاهدين و ابرام دولت به مجادله و زد و خورد كشيد . افراد قزاق از سوار و پياده و توپخانه به پارك اتابك امين السلطان ( محل فعلى سفارت شوروى ) كه مقر مجاهدين بود حمله كردند و پس از آنكه به كمك گلولهء توپ ديوار را شكافتند به پارك ريخته پس از يك جنگ شش هفت ساعته ( از 2 بعد از ظهر تا 9 بعد از ظهر تا 9 بعد از ظهر ) مجاهدين را وادار به تسليم كردند . ستار خان بر اثر اصابت گلوله به پايش مجروح گرديد . ولى باقر خان بدون جراحتى دستگير شد و با تحقير و توهين سربازان و قزاقها مواجه گرديد . اين واقعه روز 30 رجب برابر هفت اوت 1910 اتفاق افتاد . مجموع تلفات اين جنگ بيش از سى و چند نفر نبود كه هفت يا هشت نفر از دولتيان و بقيه از مجاهدين بودند . عبد الحسين خان سردار محيى ، چند روز از اين واقعه ، ابتدا در زرگنده و سپس به سفارت عثمانى در تجريش متحصن شد . در اين جنگ هم يپرم ارمنى انقلابى دلير و جعفر قلى خان سردار بهادر ( سردار اسعد بعد ) رشادت خود را به ثبوت رساندند . دولت نيز ، با تمام كردن كار و رفع اشكال و زحمت مجاهدين در اول كار ، براى خود ايجاد وجهه‌اى نمود . اين كابينه در ابتداى امر با اشكال ديگرى نيز برخورد كرد و آن اينكه چون دولت روس مدت‌ها بود كه بدون جهت قشون خود را در ايران نگهداشته بود و به هيچ قيمت هم حاضر نبود از ايران برود ، انگليسىها هم ، براى آن‌كه در صحنهء سياست از دوست ظاهرى و رقيب خطرناك باطنى خود عقب نمانند ، مىخواستند كه نيروئى در ايران تشكيل دهند و به همين جهت پس از مذاكرات لندن و پطرزبورغ ، بالاخره سفارتين انگليس و روس در 11 شوال برابر 16 اكتبر يادداشت مشتركى به ايران دادند كه چون وضع تجارتى و راههاى ارتباطى جنوب فاقد امنيت است و بالنتيجه بازرگانى انگليس در ايران و مال التجاره‌هاى آنها در راههاى دور و دراز و پرخطر