عبد الحسين نوايى

158

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

پيش رود و در سياست خارجى كه بيشتر مايهء اختلاف اين حزب و جمعيت با مخالفين بود معتقد بودند كه بايد سياست آرامتر و معتدلترى پيش گيرند و از ايجاد تحريك و اتخاذ روشى كه موجب عصبانيت دولت روس تزارى بشود احتراز كنند . دستهء دوم بر خلاف عقيده داشتند كه اصلاحات بايد به سرعت در سراسر ايران شروع شود و تمدن جديد و افكار فرنگى در كليهء شئون اجتماعى مملكت راه يابد . اين دسته ، ابتدا بدون داشتن شهرت و اسم خاصى ، براى پيشرفت افكار تند و ترقيخواهانهء خود مىكوشيدند . ولى بعدها كه دشمنان سياسى بدانان عنوان « انقلابيون » دادند نام جمعيت خود را فاش كرده و خود را « دموكرات » و جمعيت و دستگاهشان را « حزب دموكرات » معرفى نمودند . ليدر اين جماعت سيد حسن - تقىزاده بود كه چند سال بعد در مجلهء كاوه نظريات خود را دربارهء اصلاحات و راه ترقى ايران در يك جمله خلاصه كرد كه : « ايرانى بايد جسما و روحا فرنگى مآب شود مگر در زبان و دين » . در سياست خارجى هم اين دسته نظريات وطن‌پرستانهء تندى داشتند و به اين جهت به سياست رقباى خود « سياست تسليم » نام نهاده بودند و عقيده داشتند كه اين ترتيب در مقابل فشار خارجىها بىاثر است و بايد با يك رشته اعمال تند و شديد دست خارجى را از ايران كوتاه كرد و در مقابل سياست آنان روش شديد و جدى اتخاذ نمود . نزاع بين اين دو دسته موجب شد كه كار از بحث سياسى به ترور كشيده شود . از همان روز اول كه مجلس تشكيل شد ، دستهء روحانيون و اشراف و اعتداليون در طرفى و وكلاى تندرو و صميمى و بىباك كه قسمت اعظمشان نمايندگان آذربايجان بودند در طرف ديگر صف كشيدند و از همان ساعت اول با قرض از خارجى مخالفت كردند و در هرمطلبى با آنكه از لحاظ عده در اقليت بودند ، ولى چون باكفايت‌ترين و مطلع‌ترين نمايندگان مجلس در ميان آنان بود ، توانستند كه حق خود را محفوظ