عبد الحسين نوايى
123
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
اما در مسأله اتحاد و اينكه آنها مىخواهند يك مجمع عمومى داشته باشند بنده خواهم گفت ما قبل از شما اين كار را كردهايم و راهى است رفتهايم . هريك از شماها كه واقعا خيال كار كردن براى ملت دارد بيايد كار بكند . ما هم با او مساعدت مىكنيم . هرروز ما نمىتوانيم تغيير منزل و مكان بدهيم و پروگرام خود را عوض كنيم . هركس با پروگرام ما حاضر است كار كند بيايد . بعد از امتحانات او را قبول مىكنيم و كار را بدينجا ختم خواهيم كرد و ديگر به مجلس آنها حاضر نخواهم شد . همينقدر بدانيد كه از اجتماع اين چند نفر دولت بىاندازه مضطرب است . بايد با كمال استحكام نشست و كار كرد . . . » در همين مكتوب نام چند نفر از آزاديخواهان واقعى و مليون حقيقى ايران آمده كه ذكر آن را بىمناسبت نمىدانم بدينترتيب : « بنده همينكه نمرهء اول از چاپ بيرون آمد فورا حركت مىكنم و مىآيم . جناب آقاى حسين آقا آنجا تشريف داشته باشند ( تصور مىرود مقصود حسين آقا پرويز باشد ) از قرار كاغذى كه از اسلامبول رسيده گويا جناب آقاى آقا سيد محمد - رضا ( مساوات ) و جناب آقاى آقا سيد عبد الرحيم ( خلخالى ) و جناب آقاى آقا سيد جليل ( آقا سيد جليل اردبيلى ) هرسه نفر از ايران به سلامت خارج شدهاند و همين چندروزه وارد اسلامبول مىشوند . امروز مىنويسم كه به هرشكل است جناب آقاى آقا سيد محمد رضا به ايوردن تشريف بياورند كه همه با هم باشيم و جمعمان جمع شود ، به كورى چشم منافقين . عجالة بيش از تصديع نمىدهم . مذاكرات مجلس امروز را فردا صبح عرض مىكنم » ابو الحسن آقا سيد محمد رضاى شيرازى پس از توپ بستن مجلس متوارى و مخفى بود تا اينكه با هزار زحمت خود را به تبريز انداخت و در آنجا روزنامهء مساوات را مجددا منتشر نمود . و شرح جنگهاى تبريز را در روزنامهء خود به تفصيل و گاهى به اغراق