عبد الحسين نوايى
121
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
هاست ( مقصود سر ادوارد گرى است ) و هرگاه آنها ( عثمانيها ) او را بفهمانند كه مداخلهء روس در آذربايجان باعث ناخشنودى آنها خواهد شد شايد كه مؤثر افتد . يعنى به نظر مخلص ، اسلامبول از نقطههاى خيلى مهم است و اميدوارم كه در آنجا نمايندگان ملت كه حقيقه كافى باشند داريد كه هيچ نقطهء عالم بيشتر اهميت ندارد » آنگاه دوباره رشتهء سخن را به روزنامه كشيده ، مىنويسد : « افسوس مىخورم كه جائى مثل ايوردون مركز خود را قرار دادهايد كه از آنجا نه اميد خير نه ترك شر باشد . اينجا همچنانكه عرض كردم كسى نيست از ايرانيها مگر اهل سفارت و شيخ حسن تبريزى كه در كمبريج تشريف دارد و سابقا خيلى خوب بود . ولى از آن روز كه به ملاقات ميرزا آقاى اصفهانى مبتلا شد يك حالت ياس و نااميدى بهم رسانيده است كه وراى فهم است . » انتشار صور اسرافيل در ايوردون و تجديد حملات سخت و تند به شاه ، چه در پاريس چه در طهران ، ايرانيانى را كه هنوز اميدوار بودند با محمد على شاه كنار بيايند يا آنانكه وزارت و سفارت را بر اصلاح حال مردم ترجيح مىدادند واداشت تا بدين كار اعتراض كنند و حتى اگر بتوانند مانع از انتشار آن شوند . چه روزنامهء صور - اسرافيل در اندكمدتى انتشار فراوان يافت و ايرانيان از اطراف دنيا با اين روزنامه مربوط شدند و سبك صور اسرافيل سويس همان بود كه در زمان جهانگير خان بود و دهخدا به تنهائى تمام مطالب روزنامه را تهيه مىنمود و مقالات چرندوپرند را نيز كما فى السابق به نام دخو مىنوشت . در كاغذهائى كه مردم به معاضد السلطنه نوشتهاند ، بسيارى از كسانى كه دهخدا را نمىشناختند غائبانه از « دخو » اظهار امتنان و قدردانى نمودهاند . براى اينكه اقدامات و نظريات معاضد السلطنه و ديگر آزادىخواهان روشن شود به نقل نامههائى از معاضد السلطنه به دهخدا و ساير ايرانيان مقيم اروپا مىپردازيم . اين نامهها را در آن روزگار كه اين كتاب به صورت مقالاتى در اطلاعات ماهيانه چاپ