عبد الحسين نوايى
120
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
كه مىگويند اسب روزى هشت ساعت بيشتر نبايد كار بكند . از طرف ديگر سيصد هزار نفوس محترمهء انسان را قطعهقطعه مىكنند . ايشان ايستاده تماشا مىكنند و مىخندند . اى خدا ، اى هرچيزى كه هستى اين چه اوضاعى است ؟ ! » مطالب اين نامه كه از لحن آن و از خط نويسندهاش معلوم مىشود كه در عين شدت تأثر و احساسات انسانى و وطنى نوشته شده ممكن است در بعضى موارد از جادهء منطق منحرف شده و عنان قلم به دست احساسات افتاده باشد ( مثلا در مورد پول فرستادن و خبر دادن به عين الدوله ) اما نويسندهء آن در مورد سياست دولت انگليس در آن روزگار اشتباه نكرده . چه سر ادوارد گرى وزير امور خارجهء انگلستان با عقد قرارداد 1907 ، براى آسودگى خيال دولت خود در آسيا و فرصت داشتن براى مقابلهء با آلمان دست روسها را نسبة در اقداماتى در منطقهء نفوذ خود باز گذاشته بود . حتى وقتىكه نمايندهء روس به ميرزا حسن خان مشير الدوله وزير خارجه ايران تهديداتى نمود و روش مجلس را در تندروى نسبت به شاه موجب دخالت قواى خارجى دانست ، شارژ دافر دولت انگليس در طهران نيز اظهارات وى را تصديق نمود . در انگلستان هم چنان كه در مقالهء گذشته ذكر شد مخالفين قرارداد زياد بودند . ولى بههرحال آن سياست مورد تصديق پارلمان انگليس قرار گرفته بود . در مكتوب ديگرى كه پروفسور براون به معاضد السلطنه نوشته از اين وضع اظهار گله مىكند : « . . . اينجا دو سه تا از مديرهاى روزنامهها خصوصا مدير ديلىنيوز و منچستر گارديان خيلى همت مىكنند و تقريبا هرروز حمايتى از مشروطهخواهان و مرمتى از روس منحوس و دوستان و همداستانان آنها مىكنند . ولى حقيقت آنست كه سر - ادوارد گرى وزير امور خارجهء حالى به كلى مفتون روس شده است و به هيچوجه اعتماد را نشايد » . در همين مكتوب ، براون باز از اظهار خيرخواهى دريغ نكرده راه چارهاى مىانديشد كه : « يك چيزى هست و آن اين است كه خيلى طالب دوستى با عثمانى -