عبد الحسين نوايى

119

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

نمىدانم چه مىنويسم و چه مىكنم . خدا خانهء انگليس را خراب كند كه ايران را او آتش زد و مىزند و هنوز دست برنمىدارد . تمام بدذاتىها از انگليس‌هاست . نمىدانيد به چه بدذاتىها كار مىكنند . از يك طرف پول مىفرستند به تبريز از طرف ديگر به عين الدوله خبر مىدهند كه فلان‌قدر پول با پست به تبريز مىبرند . بفرستيد غارت كنيد . در ظاهر نمىتوانند به شاه بدهند در باطن اين‌طور پول مىدهند و به ظاهر اظهار همراهى با ملت مىكنند و اين خرهاى احمق نمىفهمند تمام پليتيك انگليس و روس يكى است و محققا قصدشان اين است كه استقلال ايران را از ميان ببرند . اين فقره را مسلم بدانيد كه اين فقره به ايرانىها اشتباه است كه انگليس ميل ندارد روس داخل شود . انگليس نهايت همراهى را به روس مىكند كه داخل شود . افسوس كه صداى من به جائى نمىرسد و كسى گوش نمىدهد . خدا خودش جزاى اعمال آنها را بدهد . بارى سواد كاغذ را كه خواسته بوديد فرستادم . ميرزا محمد على خان ( همان است كه به نام تربيت معروف بود و در جزو فضلاى ايران شمرده مىشد ) به بنده هم نوشته بود كه رفته است . در تفليس صادق‌اف ( عضو كميتهء باكو كه به تقىزاده تلگرافى در خصوص آمدن به تبريز كرد و قبلا ذكر شد ) و چهار نفر ديگر از تجار ايران را روسها گرفته حبس كردند « 1 » . خواستم پروتست نمايم هيچ‌كدام از روزنامه‌ها قبول نكردند . در خصوص ايران هرقدر سعى كرديم در روزنامها چيزى بنويسم ممكن نشد . بعد معلوم شد از وزارت خارجه سپرده‌اند در باب ايران دنبال نكنيد . اين روزنامهاى ليبرال هم همه قبول كردند و مثل عبد در مقابل احكام وزارت خارجه مطيع هستند . اين ملت متمدن آزادست و حامى انسانيت . از يك طرف بقدرى اظهار انسانيت مىكنند

--> ( 1 ) - يكى از اين چهار ، آقا سيد جواد برادر تقىزاده بود .