عبد الحسين نوايى
107
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
امور سياسى دخالت مىنمايند بايد به نام ديگرى مانند مجمع خوانده شوند . در اروپا اينگونه مؤسسات را هئتهاى انقلابى مىدانند . ولى اين نظر حتى در مورد انجمنهاى غيررسمى نيز صحيح نيست . از يكطرف در مجامعى كه تشكيل مىدادند نطقها و خطابههائى ايراد مىشد و زبردستترين خطباى ملى مانند ملك المتكلمين و سيد جمال ، در مواضيع متعدده راجع به حقوق و وظايف افراد ملت ايرانى ، داد سخن مىدادند و از طرف ديگر علاوهبر آن هريك از انجمنها داراى مدارس شبانه بودند كه در آن صنعتگران و كارگران و ساير طبقات تودهء زحمتكش مشغول تحصيل بودند و عدهء زيادى به آن مدارس روى آورده به تحصيل اشتغال داشتند و تأسيس اين نوع مدارس مورد توجه خاص قرار گرفته است . اين انجمنها علاوهبر مدارس بيمارستانهائى نيز تأسيس نموده بودند . ما نظر خود را اظهار داشتيم و گفتيم كه مداخلهء دول اجنبى سبب سقوط مجلس گرديده ، ولى به نظر ما مجلس شوراى ملى منحل و نابود نشده و ما نيز نظر يأس و نوميدى نسبت به آينده نداريم . بلكه معتقديم كه مىتوان به يك شرط آن را احيا نمود و آن شرط اين است كه قواى خارجى از دور به تماشا اكتفا كرده و از هرگونه مداخله خوددارى نموده و بگذارند ايران براى حل مسائل داخلى خود به تنهايى به كار بپردازد . اكنون ما مواجه با دو حقيقت مىباشيم و آن اينكه هيچيك از طبقات مختلفهء ملت ايران به هيچوجه شك و ترديد ندارد كه نفوذ روسيه مسبب اضمحلال مجلس شوراى ملى ما گرديد و ديگر آنكه شاه فعلى هرگز به طيب خاطر موافقت نخواهد كرد كه مجلس ديگرى كه از عهدهء رتقوفتق امور ملى برآيد تشكيل گردد . ممكن است به اميد آنكه بتواند يك يا چند دولت اروپا را راضى كند قرضهئى به وى بدهند موافقت با تشكيل مجلس نمايد . » ولى در اين صورت حاضر نخواهد بود به چنان مجلس اختيارات كامل دهد . بلكه به اختيارات اسمى رضايت خواهد داد و