عبد الحسين نوايى
108
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
چنين مجلسى البته تابع اميال و ارادهء او خواهد بود . ما شاه را بيشتر از هردولت اروپائى مىشناسيم و ، بدون آنكه صفات و عمليات وى را تشريح كنيم ، اظهار مىداريم وقتىكه آذربايجان و حكومتنشين آن تبريز در زمان وليعهدى در زمان وليعهدى به وى تفويض شد ، او در چنين نقطهاى صفات حقيقى خود را آشكار نمود و مسلم شد كه در حفظ اقتدار و تجديد تفوق خود از لجوجترين و سرسختترين اشخاص محسوب مىشود : ما اطمينان داريم كه اگر در امور ايران مداخله نشود و اگر دول معظمهء اروپا از مساعدت مادى و معنوى نسبت به شاه خوددارى نمايند ما در انجام مقصود فاتح خواهيم بود و مشروطيت حقيقى نه اسمى تأسيس خواهد شد كه بالاخره تمام آلام و محن خويش را علاج و چاره خواهد نمود . تغيير وضع حكومت سابق كافى نيست . طبقهء حاكمهء صالحهاى لازم است كه داراى مردانى باشد كه به فضائل آراسته و در لياقت و وطنپرستى و همت و و غيرت و وجدان و درستكارى سرآمد باشند . در نخستين وهله احتياج به آموزگاران اروپائى داريم كه وضع تشكيلات و توسعهء منابع كشور را به تعليم دهند ، مشروط بر آنكه آنها خدمتگزار ما باشند و طبق قانون اساسى و مقررات عمومى ما رفتار كنند و در دومين وهله لازم است جوانان قابل و لايق ايرانى براى فراگرفتن صنايع و علوم مختلفه به اروپا اعزام شوند تا تحصيلات خود را تكميل و به وطن خويش مراجعت نموده و با فعاليت و مهارت كامل به خدمتگزارى ميهن اشتغال ورزيد . در خاتمه از دول همجوار مخصوصا انگلستان ، كه در محبت به آزادى شهرت بهسزائى دارد و نظر خود را به اين نقطهء تيرهبخت واقع در گوشهء آسيا دوخته ، جدا تقاضا داريم كه از هرگونه مداخله در امور ايران و مخصوصا از دادن وام به شاه جدا خوددارى نمايند و از ايجاد اشكالات سياسى داير بر پايمال نمودن