سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )
80
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )
اين نقطه نمونه است . سايبانى كه من در آن نشستهام در محل بلندى در دامنه كوه چاونى 11 قرار دارد . اينجا ديوانخانه 12 است ولى جاى من بوسيله يك چيت جدا مىشود . اين چيت از نى و بندهاى خشن و سياه بافته شده . اين بندها بطور عمودى قرار دارند و فاصله آنها با هم در حدود 6 اينچ است و بين آنها نخهائى به كار رفته است . زير پاى من در طرف چپ باغهاى متعدد قرار دارد كه با ديوارهاى سنگى كه از سبزه پوشيده شده از يكديگر جدا ميشوند . درختان انار ، انجير انگور و ليمو در سراشيبى سنگى دره تا نزديكى اسفلون 13 و انتهاى شمالى باريكآب 14 امتداد مييابند . يك تكه زمين خشك و قهوهاى كه در ميان سبزههاى پائين قرار گرفته محل سكونت مىباشد و از آنجا سروصداى زيادى برميخيزد . باغهاى ميوه بسيار انبوه هستند و الزاما سروصداى زيادى برميخيزد كه در دره طنين مياندازند . يكنفر با صداى بلند ميگويد هىهىهى مراخو ( مرادخان ) بيوبيو 15 ( بيا . بيا ) و سپس صدائى به آن پاسخ ميگويد . در انتهاى باغها انبوه درختان چنار قرار دارد و بلافاصله روبروى من كولاى ( سايبان ) خانوادگى است با يك آلاچيق كوچك كه اطراف آن محصور است و بعنوان طبقه دوم ساخته شده . كمى پائينتر چهار زن با پيراهن سياه ايستادهاند . پيراهن از جلو در حدود 18 اينچ باز است كه در قسمت گردن آن را با سنجاق قفلى بهم وصل كردهاند . پيراهنها بلند است و تا مچ پا را ميپوشاند و فقط كمى از شلوار پيداست دستمالهاى سياهى هم به دور سر بستهاند كه يك گوشه آن از پشت آويزان است طرههايشان نيز از دو طرف تا قسمت گردن آويزان است . در سمت راست يك حصار سنگ چين قرار دارد كه قاطرها را در آنجا مىبندند و هماكنون كه مشغول نوشتن هستم يكدسته از آنها از سر آب برميگردند . بعد از ساعت 5 سايه كوه چاونى ما را فرا ميگيرد . ميزبانم تا حال دو مشك آب بر كف كولا ( سايبان ) پاشيده تا لحظهاى از گرما آسوده شود . از ظهر ببعد آسمان ابرى است و گرماى هوا شديدتر شده است . ميرها ميگويند كه بندرت چنين گرمائى را به ياد دارند . در طول بعدازظهر خوابم نبرد و مطابق معمول زير آبشار بالا حمام