سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )
43
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )
تا 756 حكومت كرد . اين شخص دهمين اتابك است و خزانهاى كه از نياكانش به او رسيده بود بباد غارت داد . بنابروايت تاريخ جهانآرا وقتى محمد مظفر حاكم فارس ( 713 - 760 ) پى برد كه اتابك لرستان با ابو اسحق اينجو پيمان بسته است ، او را بسال 756 هجرى در شوش از بينائى محروم ساخت . پس از نور الورد عموزاده او ( بنابروايت تاريخ جهانآرا برادرزاده او ) شمس الدين پشنگ فرزند يوسف شاه يازدهمين اتابك شد و از تاريخ 756 تا 780 هجرى حكومت كرد . در اين ايام بين مظفريان نزاع درگرفت و لرستان نيز وارد جنگ شد . شاه منصور كه شوشتر را مركز ستاد فرماندهى خود قرار داده بود چندين مرتبه به قلمرو پشنگ حمله برد و شاه شجاع ( برادر بزرگتر منصور متوفى 786 هجرى كه رقيب او بود ) به يارى پشنگ شتافت . در ايذه سكههائى يافت شده كه مربوط به شاه شجاع مىباشد و در همان شهر نيز ضرب شده است 86 . پس از مرگ پشنگ بين دو فرزند او يعنى ملك پير احمد و برادر كوچكترش كه ملك هوشنگ نام داشت نزاع درگرفت كه در نتيجه ملك هوشنگ كشته شد . بنا بگفته نويسنده تاريخ ميرزا اسكندر ، در صورتى كه هاوارد Howard مطالب آن را درست دريافته باشد ، احمد و هوشنگ فرزندان نور الورد بودند و ميبايست احمد كه برادر بزرگتر بود جانشين پدر گردد . بهرحال شاه منصور پير احمد را از حكومت بر كنار كرد و يكى از بزرگان را كه ملك اويس نام داشت بجاى وى نشاند . هنگام عبور تيمور از خاك لرستان پير احمد در رامهرمز با او ملاقات نمود و بعدا تيمور در شيراز او را بگرمى پذيرفت و طى فرمانى ( تمغا ) حكومت را در خانواده او موروثى ساخت و اجازه بازگشت دو هزار خانوار لر را كه شاه منصور تبعيد كرده بود صادر كرد . با همه اينها در سال 798 تيمور ، افراسياب برادر پير احمد و همچنين شاه منصور را با خود بعنوان گروگان بسمرقند برد . تيمور لر بزرگ ( ؟ ) را بين پير احمد و برادرش افراسياب تقسيم كرد . بعد از مرگ تيمور بدستور پير ميرزا محمد ، پير احمد در كهندز زندانى شد . پير احمد بعد از مدتى مجددا روى كار آمد و در سال 812 هجرى