سيد على آل داوود

38

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )

و اگر خواسته باشند كه بعضى مكان‌هاى صعب مشكله راه را اندكى صاف نمايند بايد يكصد و پنجاه نفر سربازان فوج مهندس با اسباب ضرورياتى كه همراه دارند چند روزى مكان‌هاى مزبورهء مشكله را هموار نمايند . و دو سه جاى اين دره بسيار تنگ و كوه‌هاى جنبين آن همگى جنگل و آن جنگل‌ها بسيار سست است و اين منزل بسيار مخوف و مكان قطاع الطريق است ، زيرا كه سرحد است و مأمن سارقين و از اطراف مىآيند و اموال مردم را سرقت كرده معاودت مىنمايند . وقايع يوم سلخ شهر مزبور [ مشهد ام النبى - قادرآباد - تخت سليمان و پيرامون آن ] بعد از ورود به مشهد ام النبى آن روز را در آنجا توقف ، و به فاصله نيم فرسنگ سمت شرقى مشهد قلعه‌اى است مشهور به « قادرآباد » و جمعيتش مساوى سيصد و پنجاه الى چهارصد خانوارند . و هم‌چنين ساكنين مشهد هم همين قدر است . و به فاصله يك فرسنگ سمت جنوبى سى درجه ميل به مشرق قلعه خرابه‌اى است مشهور به « احمد بيگى » . و سمت جنوب چهل درجه ميل به مغرب به فاصله دو فرسنگ ميان كوه‌هاى « خان‌خره » قريه‌اى است كه مسمى به « ابو الوردى » « 1 » است . و اصل قريه مشهد ميان زنجيره‌هاى كوه واقع است . همانا كه جميع اطراف قريه مزبور زنجيره كوه پست است كه آن زنجيره‌ها اتصال دارد به كوه‌هاى بزرگ . و رودخانه قشلاق همه‌جا از ميان كوه مىآيد و به فاصله يك ربع فرسنگ سمت شرقى مشهد مىگذرد . و به فاصلهء

--> ( 1 ) . در نسخه‌هاى خطى ابو الويردى ضبط شده است .