سيد على آل داوود
37
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )
صفوى در همين مكان ميانه لشكر افاغنه و عسكر فارس نزاع شد . چون آب به تصرف افاغنه بود و به فارسى ندادند از شدت عطش شكست در لشكر فارس پديد آمد . وقايع يوم بيست و نهم [ مشهد مرغاب ] بعد از حركت از دهبيد و گذشتن از كاروانسراى كوكان روانه محال مشهد مرغاب و خان كركان سمت راست رودخانه قشلاق است و در ايام سابق پل گچى و سنگى بر روى رودخانه مزبور بسته بوده كه عابرين و مترددين از پل عبور و تردد مىكردند ، حال خراب و شكسته است ، و همين صحرا كه كاروانسراى مزبور در آن واقع است مشهور به صحراى « قنقرى » است و تمامت صحراى مزبور چمن و سبزه - زار و موسم خزانش نمونه بهار ، آبش خوب و هوايش مرغوب و خواص و عوام را مطلوب است و از كاروانسرا كه روانه مشهد مىشوى بايد از ميان دره عبور نمود كه طول آن دره پنج فرسنگ تمام و مسمى به « ملاميان » است . و مساوى دو فرسنگ بايد اندكى روى به فراز رفت و سه فرسنگ ديگر را اندك سراشيب . و اين دره مارپيچ و سنگلاخ و عبور از آنجا مشكل است و بردن توپخانه از آنجا نيز خالى از اشكال نيست . با زحمت بسيار و مرارت بىشمار مىتوان توپ را گذرانيد به اينطور كه بايد اسب دو عراده توپ را به يك توپ بست و حركت داد . و اگر احيانا توپ جائى گير كند بايد توپچيان عقب عراده را از چوب داشته و نگاه دارند كه عراده توپ روى به پس ندهد .