سيد على آل داوود
32
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )
هشتاد درجه ميل به مشرق كوهى است مرتفع كه موسوم به كوه « ارنون » است . و اصل وسعت شهر ابرقوه به مرتبهاى است كه بيست هزار خانوار مىتوانند در آنجا سكنا نمايند و بالفعل چهار هزار خانوار بيش نيستند . الحق حصارش نيك و شهربندش روى يك پارچه سنگ و هيكل برجش همچون افراسياب قلبشكن و پيكر حصارش چون اسفنديار روئينتن و چند جاى خندقش از سنگ بريده شده است . و سمت ميان شمال و مغرب شهر ارك است و از آبادى شهر جدا و يك طرف شهر واقع شده و طول ارك مزبور دويست و پنجاه قدم و عرضش يكصد و پنجاه قدم است . و اصل زمين ارك به كلى سنگ و سنگش بسيار صلب و سخت است و حصارش از سنگ و آجر و بر روى سنگ ساخته شده و قطر آن حصار چهار ذرع و مزغلها به جهت تيراندازى دارد . ليكن جاى توپ ندارد و چهارگوشهء اركش چهار برج مدور است و چنان قلعهاى است كه حصاربند اساسش با دريچه كيوان دم همسرى زدى و پاسداران حصن حصينش با سپاه انجم لاف برابرى نمودى : فلك كرد در خاكريزش نگاه * ز خورشيد افكند از سر كلاه و بسيار حيرت و تعجب حاصل مىشود كه با اين گونه مخارج گزاف و اين قسم استحكام چرا خبط كرده و غلط ساختهاند . و اصل زمين ارك مساوى شش ذرع از زمين شهر و صحرا مرتفع است . و درون ارك را به هيچ وجه آبى نيست و اهالى آنجا مذكور ساختند كه سابق برين چاه آبى داشته است و جميع عمارات و انبارات و كشيكخانههاى ارك به كلى خراب و منهدم شده است و قليلى هم از حصارش نيز خراب شده است . و تمامت كوچههاى شهر و ارك از سنگهاى بزرگ مفروش