سيد على آل داوود
11
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )
دوران مأموريت خود كسب كرده است . البته ، نكتهاى كه نبايد از آن غفلت نمود اين است كه به علت افواهى - بودن اطلاعات نويسنده ، در پارهاى مواضع در ضبط اساسى دچار لغزش شده و همان تلفظ عاميانه را ضبط كرده است . برخى از اين لغزشها به كمك كتب جغرافيائى موجود تصحيح گرديد و صورت ضبط شده در متن اصلى در پاورقى به دست داده شد . بديهى است در اين مورد نگارنده ادعاى استقصاى كامل ندارد و ممكن است كه تعداد ديگرى از اين اسامى نيز با تلفظ صحيح ضبط نشده باشند . ليكن ، بايد توجه داشت كه براى تصحيح كليهء اين موارد ، متأسفانه منابع منقح و مستندى موجود نيست . در اثر حاضر ضمن توصيف ارزش نظامى برخى راهها و شهرها ، به پارهاى از حوادث تاريخى نيز اشاره شده است . علت نقل اين شواهد ارزيابى سوق الجيشى طرقى است كه سرداران و فرمانروايان گذشته از آن عبور كرده يا محل تلاقى قواى نظامى بودهاند . در صورت اخير ، آن تلاقى نيز مورد بررسى قرار گرفته است . نويسنده هنگام گذر از محال بندر ديلم ، سبب مأموريت خود را براى يكى از طاغيان وقت چنين شرح مىدهد : « . . . با خود خيال كرده بود كه شايد اين جان - نثار آمده كه به ايشان جدال و نزاع نمايم . ليكن به او گفتم و خاطرنشانش نمودم كه سركار قبلهء عالم . . . البته صد هزار نوكر صاحب منصب مانند من دارد ، كه هركدام از آنها مأمور خدمتى هستند . يكى مأمور است كه شرارت پيشهگان و فتنه انديشهگان و فسادكنندگان را تنبيه و تأديب نمايد ، و ديگرى مأمور است كه محافظت و محارست ولايتى را نمايد . على هذا القياس اين غلام مأمورم كه سرحدات را مميزى كنم . . . » . بررسى محتواى اين سفرنامه ، ما را با حقايق تلخى از آن دوران اندوهبار - كه زمان آغاز تسلط دول خارجى بر ايران است - آشنا مىسازد . از جمله ، مطالبى است كه نويسنده در دوران اقامت خود در بوشهر دربارهء انگليسيهاى مقيم آنجا نوشته ، ضمن گوشزد كردن خطر آتى آنان ، از چگونگى مقاومت مردم و حكام محلى و بىخبرى شاهان قاجار از سياستهاى دول استعمارگر كم و بيش سخنانى به ميان آورده است . چنان كه گويد : « . . . و حكايت توقف حضرات [ انگليسىها ] در بوشهر بسيار خبط بود و عاقبت نداشت . چنانچه در حين حيات خاقان مغفور . . . چندين دفعه خيالات عديده كرده و به طور اشتباه فرمان قضا - جريان صادر و مشعر بر اينكه معبر ايشان برا بحرا جدا باشد . مرحوم شيخ - عبد الرسول خان دريابگى مانع شد و نگذاشت و مراتب معايب آن فقره را به عرض