ايرج افشار

472

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

لارستان كه از جانب مؤيد الدّوله مأمور بود مشغول گرديد . مؤيد الدّوله مراتب را مفصلا به دربار فلك‌اقتدار معروض داشت . شاهنشاه اسلام‌پناه در اذاء تقديم خدمت و تحميل زحمت مؤيد الدّوله را به نشان الماس و عبد الباقى ميرزا را به نشان سرتيپى و حمايل سرخ و عبد اللّه خان صارم الدوله را به نشان ميرپنجگى و همچنين ساير سرتيپان و سرهنگان را على قدر مراتبهم تشريف فرموده مورد عنايات بلانهايات خديوانه و اشفاق سرشار خسروانه گرديدند . ذكر تفويض حكومت بندرعباس مجدّدا به امام مسقط در سال هزار و دويست و هفتاد تخليهء بندرعباس از جماعت خوارج مشروحا [ 58 ] مرقوم افتاد . در اين سال سيّد سعيد خان كه مردى سالخورده و كاردان بود دانست كه در گسيختن رشتهء اطاعت دولت ايران جز خسارت و زيان صرفه نخواهد برد از در ضراعت و اطاعت درآمده ، چند رأس اسب عربى و چند لوله تفنگهاى فرنگى و يك رشته مرواريد آبدار به صحابت حاجى عبد اللّه نام روانهء دربار شوكتمدار گردانيده به صدارت عظمى پيشكش ، و هداياى عليحدّه نيز ارسال و اهدا داشت . عذرخواه گناهان گذشته آمد . از آن سوى حاجى محمد على نام مشير خود را روانهء بندر ابو شهر نموده ملتسمات خود را در مصدر جلالت به حاجى عبد المحمد كازرانى رئيس تجارت بوشهر مشروح داشت . حاجى عبد المحمد مراتب را مفصّلا خدمت صدارت عظمى معروض گردانيد . صدر اعظم قبول مسئول امام مسقط را به صواب اقرب ديد در حضرت شاهنشاه اسلام‌پناه به اجابت متمنّيات امام مسقط مستدعى گرديد . پس از استرخاص ، تفويض حكومت بندرعباس را به مشاراليه متعلّق به هفده شرط گردانيده اعلام داد . سيد سعيد خان چون از بخشايش گناه در درگاه آگاه گرديد بلااهمال سيد ثوينى و سيد سالم و سيد محمد [ 59 ] و سيد احمد بن سالم فرزند و برادرزادگان خود را روانهء بندرعباس نمود . حاجى عبد المحمد نيز از بوشهر به بندرعباس آمد . چندى به رسل و رسايل در ميانه متردّد گشت . پس طرفين عزيمت جزيرهء قشم نموده شرط هفدهم كه عبارت از حمايت