ايرج افشار
471
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
از اين سوى چون اين خبر به فارس رسيد مؤيد الدّوله امناى دولت گردونعدّت را اطلاع داد . پس از اجازه مجددا فتح بندر را تصميم عزم داد . فرزند خود عبد الباقى ميرزا را با عبد اللّه خان صارم الدوله كه در آن وقت متوقّف فارس بود و رضاقلى خان سرتيپ فوج عرب و جمعى سواره و توپخانه [ را ] به تسخير بندر و تدمير جماعت خوارج بدسير مأمور داشت . محمد حسن خان سردار حاكم كرمان نيز برحسب فرمان قضا جريان ولد خود عبد اللّه خان و امامعلى خان و رستم خان قراگزلو را با افواج بحر موّاج و توپخانه و جمعيّت چريك و آذوقه از آن سمت روانهء بندرعباس نمود . اين دو لشكر در نيمفرسنگى بندر تلاقى نموده متّفقا در حوالى قلعه رحل اقامت افكندند . بعد از انقضاء يك هفته و ارسال رسولان چربزبان [ 56 ] آشكار و نهفته و اتمام حجّت از در مقاتلت و مبارزت درآمدند . با توپهاى صاعقهبار جنگ درپيوست . روز روشن چون شب تار شد . سواحل فرضهء بندرعبّاسى درياى خون گرديد . عاقبة الامر خوارج غدّار راه فرار به سمت جهازات طيّارات كه در كنار دريا آماده و طيّار داشتند نموده و برخى به ضرب شمشير آبدار و گلولهء صاعقه كردار آهنگدار بوار و جمعى در حين فرار و عزم ركوب سفاين غريق بحر فنا شدند . عبد الباقى ميرزا و صارم الدّوله و ساير سران و سركردگان لشكر همگروه به عزم شورش به جنبش درآمدند . قلعه را متصرّف و بقية السّيف اعراب كه مجال فرصت فرار نيافتند به قيد اسار گرفتار گرديده شيخ عبد الرّحمن قشمى نيز مقتول گرديد . عبد الباقى ميرزا رئوس منحوس جماعت مقتولين را با گرفتاران روانهء شيراز نمود . لشكر كرمان طريق كرمان پيمود . سيد ثوينى با منهزمين اعراب به جزيرهء قشم [ فرارى ] شده رحل اقامت افكندند . عبد الباقى ميرزا مستحفظ و ساخلو بندر را منتظم داشته خود به جانب شميل و ميناب حركت نمود . چون رئيس احمد شاه كلانتر شميل و ميناب [ 57 ] با جماعت خوارج به جزيرهء قشم اقامت داشت رئيس محمد صالح نام را به كلانترى آنجا گماشت . ساير مهام آن سامان را قرين انتظام نموده معاودت به بندرعباس كرد . چندان توقف نمود كه باقر خان تنگستانى و تفنگچى مأمور به محافظت بندرعباس وارد گرديد . محافظت آنجا را به مشاراليه مفوّض نموده خود به قصبهء لار مراجعت كرد و به حكومت