ايرج افشار
460
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
به تاريخ شب يكشنبه هفدهم شهر رجب المرجب سنهء 1299 تخمينا چهار ساعتى از شب مذكور گذشته به واسطهء منازعه كه فيما بين طايفهء اعراب و كوّه اتفاق افتاده بود عزم جزيرهء قشم نموده يكصد و پنجاه نفر غلامان بلوچ مستحفظ بندرعباس و پنجاه نفر تفنگچى و داروغهء عبّاسى را با اجزا و عاليجاه رئيس حسن خان كلانتر شميل را با اتباع مشاراليه برداشته در غنچهء بزرگى از مال عاليجاه حاجى آقا محمداى ناظم التجّار عبّاسى و جاليبوطهاى ديگر متوكّلا على اللّه سوار شده در شب مزبور نسيمى نوزيد . چون بكّاره بدون باد موافق حركت نمىكند شراعها را كشيدند از سرشب تا صبح راه را نصف نمودند . على الفجر در جاليبوط نشسته ، غاذوفزنان « 1 » دو ساعت از روز يكشنبه هفدهم گذشته وارد جزيره شديم . اهالى جزيره تا لب دريا استقبال نمودند و در خانهء شيخ سينگر كه حاكم جزيره بود منزل نموديم . عمارات عاليه و بروج متعاليه شيخ مزبور بنا نموده ، از حجّارى و نجّارى سليقهها به خرج داده . چهار يوم توقف نموده فيما بين طايفهء عرب و كوّه اصلاح نموده ، تغيير كلانتر داده شيخ ابراهيم خلف شيخ عبد الرحمن قشمى [ را ] كه ابا عن جدّ كلانتر جزيره بودهاند كلانتر نموده قطع و فصل ماليات را داده اطمينان حاصل نموده به بندرعباس مراجعت نمودم . [ 40 ] ذكر كوه گنو كه به عقيدهء اهالى آن حدود ييلاق بندرعباس است به تاريخ شب دوشنبه غرّهء نجومى شهر رمضان المبارك سنهء 1299 به واسطهء حدّت هوا و جوشش اعضا قصد كوه گنو كه در هفت فرسنگى بندرعباس مىباشد روانه شديم . منزل اوّل قريه ايسين كه از قراء معتبر بندر است و از بندر تا ايسين سه فرسخ است . اوّل مطلع آفتاب به قريهء مزبوره رسيديم . عجب جاى بدى است . اگرچه چاه آب شيرين دارد ليكن هواى اينجا اقلا ده درجه گرمتر از بندر است . از صبح تا شام على الاتّصال در ميان حوض آب مىرفتم . به مجرّد آنكه از آب خارج مىشدم احوالم منقلب مىشد و بىطاقت مىشدم . دوباره در آب فرومىرفتم . تا غروب آفتاب از اين قرار گذشت .
--> ( 1 ) . پاروزنان