ايرج افشار
417
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
مراكز مهمّه برپا شده و تلگرافهاى بالابلند بود كه پىدرپى از همهجا به مجلس و مقامات ديگر مىرسيد و الغاى سلطنت قاجاريه و اقامهء جمهوريّت را مصرّا خواستار مىشدند و كنگرهء اين اجتماعات در خانهء رئيس الوزراء محبوب وقت و رئيس جمهور آينده همه روزه منعقد بود . ناگاه يكدفعه ورق برگشت و شعلههاى آتش جمهوريّت فرونشست و از ميان آن جمال درخشان سلطنت جلوهگرى كرد [ 83 ] و نغمهء مراجعه به آراء عمومى ( رفراندم ) و تأسيس مجلس مؤسّسان بلند گرديد و ديرى نپائيد كه نمايندگان مجلس مؤسسان از ايالات و ولايات انتخاب شده و به مركز آمدند و با شركت نمايندگان مجلس شوراى ملّى ، مجلس مؤسّسان را تشكيل دادند و مادهء قانون اساسى تغيير يافته و به تصويب مجلس مؤسّسان رسيد و سلطنت ايران از سلسلهء قاجار به خاندان پهلوى به ميمنت و مباركى انتقال يافت . اينها بود نتيجهء قوّت فكر و حسن تدبير و نظم و سياست پهلوى كه يكمرتبه به عرصهء ميدان سياست قدم نهاد و در ظرف مدّت قليلى زمينهها را طورى حاضر كرد و بر مراكز حسّاس و قواى مؤثر كشور به اندازهاى احاطه و استيلا يافت كه بالاخره تمام بازيگران و ميدانداران سياسى جمع شدند و همهچيز را گرفتند و بستند و به دست آن پهلوان دادند و آن ديو سپيد سوادكوه خاتم سليمانى را در انگشت كرد و با كمال حشمت و نخوت بر تخت جمشيد و فريدون جلوس نمود و شد آنچه شد . ميل و علاقه به آبادى و ساختمان و زياد كردن املاك پهلوى فطرة مايل به آبادى بود و مىتوان گفت به امر ساختمان و بنياد نهادن بناهاى مجلّل و متنوّع عشق داشت . چنانكه ديديم در مدّت زمامدارى و سلطنت خودش ، هم خود او متدرجا بناهاى بزرگ و زياد را شروع كرده و به پايان رسانيد و هم وزارتخانهها و شهرداريها و بنگاهها و ساير مردم را به كار ساختمان واداشت و همه قسم تشويق و تأكيد كرد و شايد اگر ساختمانهاى دورهء بيست سالهء او را با ادوار سابقه طرف مقايسه قرار دهيم تصديق توانيم كرد كه ساختمانهايى كه از هر قبيل در