ايرج افشار

414

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

شركت داشتند و عامل مؤثر بودند در كابينهء تازه وارد شدند . فروغى هم با تبديل پست وزارت خارجه به وزارت ماليّه باقى ماند . قصهء ديگر كه باز مربوط به بند و بست پهلوى با اين و آن است تفصيلى است كه ذيلا نگاشته مىشود : چنان‌كه شرح داده شد پهلوى رئيس الوزرا بعد از آن‌كه عذر سوسياليست‌ها را به شرحى كه نوشته شد خواست و كابينهء تازهء خود را تشكيل داد مرا هم در كابينه وارد كرد و من يك سال تمام در وزارت عدليّه باقى بودم . چند ماهى كه بر اين منوال گذشت و رئيس الوزرا در اين ميانه مسافرتى به خوزستان كرد و كار خزعل را يكطرفى ساخت و بعد هم سفرى به آذربايجان كرد و برگشت ، مدرّس مايل شد كه دو سه نفر ديگر از رفقاى خود را به كابينه تحميل كند و سرّا با رئيس الوزرا مذاكره مىكرد كه نصرة الدّوله را به سمت وزارت عدليّه و شكر الله خان قوام الدّوله را به سمت وزارت داخله وارد كابينه نمايد ، ولى رئيس الوزرا مقاومتى مىكرد . امّا پس از چندى راضى شد . من هيچ از اين مذاكرات آگاه نبودم . همقطارانم هم اگر اطّلاعى داشتند نخواستند به من چيزى بگويند . يك روز عصر بيرون رفته بودم ، شب كه به منزل آمدم گفتند رئيس الوزرا از سعدآباد تلفون كرده بود كه فردا صبح به سعدآباد برويد . صبح برخاسته به سعدآباد رفتم . چند نفرى آنجا بودند و خود رئيس الوزرا در يك طرف باغ با مرحوم مفتاح السلطنه كه آن وقت معاون وزارت خارجه بود صحبت مىكرد . به پيشخدمت سپردم كه هر وقت مفتاح السلطنه از پيش رئيس الوزرا برگشت به رئيس الوزرا عرض كند كه من اين‌جا هستم . طولى نكشيد مرا خواست . خيلى اظهار مهربانى كرد و گفت خيلى متأسّفم از اينكه مطلبى را مىخواهم به شما بگويم كه هيچ ميل ندارم . گفتم هرچه هست بفرمائيد . [ 80 ] گفت مىدانيد كه سياست دولت هر روز يك مقتضيّاتى دارد و چيزهايى را ايجاب مىكند . از چندى به اين طرف مصلحت اقتضا كرده است كه من با مدرّس مماشاتى بكنم و مدرّس چندى است كه تقاضا دارد كه دو نفر از رفقاى او به كابينه وارد شوند : يكى نصرة الدّوله است و يكى قوام الدّوله . دو وزارتخانه را هم براى اين دو نفر پيشنهاد كرده است ، يكى وزارت عدليّه ، و يكى وزارت داخله .