ايرج افشار

406

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

كراهت خود را اظهار كنم و چون نام رياست تشريفات بر من مىگذاشتند و ديدم اين كار مسئوليت چندان ندارد براى اين خدمت حاضر شدم . ولى بعد از چند ماه مرا به « رياست دربار » انتخاب كردند كه در حقيقت همان وزارت دربار بود . منتها شاه بعد از قضاياى تيمورتاش نمىخواست كسى به نام وزير دربار در دربار او باشد . غرض از اين مقدّمه اين بود كه پس از استقرار من در خدمت دربار على اصغر حكمت كه آن وقت كفيل وزارت فرهنگ بود يك روز به من گفت كه در وزارت فرهنگ انجمنى به نام انجمن ملّى تربيت بدنى و پيشاهنگى از چندى پيش تشكيل شده است ، خوب است شما هم عضويت اين انجمن را قبول نمائيد و من به عرض اعليحضرت هم رسانده‌ام و اجازه فرموده‌اند . من چون به اين قبيل بنگاهها كه وسيلهء تربيت بدنى و روحى و اخلاقى جوانان و نوباوگان است هميشه شوق و علاقه‌اى داشتم اين دعوت حكمت را پذيرفتم و براى اينكه يقين حاصل كنم كه اعليحضرت اين اجازه را مىدهند باز يك روز به عرض رساندم كه حكمت چنين دعوتى كرده است ، اجازه مىفرمائيد يا خير . شاه گفت البته خيلى خوب است برويد و در پيشرفت اين كار خيلى كمك و كوشش كنيد . اين بود كه من هم به انجمن وارد شدم و چون سابقا حسين علا در اين انجمن رئيس بود و در آن وقت مأمور اروپا شده بود و انجمن رئيس نداشت همان روز اول كه من به انجمن رفتم و دستور جلسه انتخاب [ 70 ] رئيس انجمن بود مرا به رياست انتخاب كردند . من چند سال يعنى اواسط سال 1318 كه به استاندارى استان چهار منصوب گرديده و به رضائيّه رفتم كارهاى اين انجمن را بر عهده داشتم . در سال اخير تصدّى كار انجمن درصدد برآمدم كه به دوازده منش پيشاهنگى تأليفى بكنم و شرح و تفسيرى بنويسم كه براى جوانان و پيشاهنگان يك دستور و سرمشق اخلاقى باشد . اين بود كه رسالهء مختصرى به نام « دوازده منش پيشاهنگى » نوشتم و از طرف وزارت فرهنگ و انجمن تربيت بدنى گراور و چاپ شد و چون رياست عاليهء پيشاهنگى با شخص اعليحضرت كنونى بود كه آن وقت سمت ولايتعهد داشتند و تازه از اروپا برگشته بودند اين رساله را پيش از آنكه چاپ شود به نظر ايشان رساندم تا اگر مىپسندند و اجازه مىدهند به طبع و نشر آن اقدام شود و ايشان هم اجازه و