ايرج افشار
400
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
حسنخدمت به خرج مىدادند و هرچه هم خوشرقصى مىكردند و مىخواستند زحمات خود را خوب جلوه بدهند و رضاى خاطر او را جلب كنند كمتر اتّفاق مىافتاد كه از او اظهار رضايت و تشويقى ببينند و اميدوار شوند كه به حمد الله خدمات آنها منظور نظر آفتاب اثر همايونى گرديده است . در صورتى كه اگر فى الجمله لغزش يا غفلتى از يك نفر مىديد محال بود كه صرفنظر كند . همه مؤاخذه بود و قهر و غضب و فحش و ناسزا ، و بيچاره كسى كه خطايش قدرى بزرگ بود . بهترين شاهد براى اثبات اين معنى و وصف بىوفايى پهلوى همان سرگذشت تيمورتاش و نصرة الدّوله و داور و سردار اسعد و دادگر است كه در درجهء اول تيمورتاش و در درجهء دويم و سيم نصرة الدّوله و داور و دادگر و سرداز اسعد براى اجراى نظريّات و پيشرفت مقاصد او بهترين آلت بودند و عجيبترين نقشها را بازى كردند و هرگونه فداكارى را در اين راه مبذول داشتند . اينها همه عناصر و عوامل كشورى بودند . اگر به عوامل و ايادى لشكرى او نگاه كنيم عدهء بىشمارى را از امراء و سران لشكر و افسران ارشد و غيرهم را مىبينيم كه همه شهداى اين راه گرديده و سر و جان در راه رضاى پهلوى باختند كه از آن جملهاند اميرلشكر عبد الله طهماسبى و اميرلشكر محمود آيرم فرمانده لشكر غرب و اميرلشكر جان محمّد فرمانده لشكر خراسان و اميرلشكر محمود انصارى اميراقتدار و سرلشكر محمّد حسين آيرم و سرتيپ محمّد درگاهى و امثال آنها . پهلوى تا وقتىكه به وجود اين عوامل محتاج بود و از جانبازيهاى اين اشخاص مىتوانست استفاده كند آنها را [ 63 ] محرم اسرار و رئيس حجره و گرمابه و گلستان قرار داده است . دست آنان را در هرچه مىكردند بازمىگذاشت و همينكه احتياجش از آنها رفع مىشد و يا دخالت آنان را در كارها بيش از آن منافى مصلحت خود مىدانست هريك را به بهانهاى در عقابين خشم و غضب خود مىانداخت و انواع بلاها را بر سر آنها مىآورد .