ايرج افشار

351

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

يادداشت حسين سميعى ملقّب به اديب السّلطنه ، از رجال پروردهء عصر مشروطيت ولى برآمدهء روزگار پهلوى بود و از كسانى است كه به هنگام مهاجرت ( در جنگ بين‌المللى اول ) به كرمانشاه و استانبول رفت و سمت وزارت داخله در دولت موقتى مهاجرين را در كرمانشاه يافت . او بعد از پايان يافتن دورهء مهاجرت چند بار وزير شد . متولّد 1253 بود و در 1332 درگذشت . ( نيز ديده شود در همين دفتر ، صفحهء 151 ) . اديب السّلطنه مرد اديبى بود . شاعر ممتازى هم شناخته شده بود . مجموعه‌اى از خطابات و ترسّلات و اشعارش با نام « نثريّات » به چاپ رسيده است . ( تهران ، حدود 1345 ) . يكى از نوشته‌هاى چاپ ناشدهء او ( تا آنجا كه من مىدانم ) رساله‌اى است از خاطرات خود دربارهء برآمدن رضاشاه و بعضى يادداشتها مربوط به طرز رفتار آن پادشاه كه خود مطّلع بود . آن را از رفتن رضاشاه از ايران نوشته است . آنچه نوشته همه حاصل ديده‌هاى روزانهء او و سبك سنگين كردن حالاتى است كه ازو مىديده . خوشبختانه درين نوشته كوشيده است گوشه‌هاى پسند و ناپسند را باهم بنماياند . اديب السّلطنه پس از بركنارى تيمورتاش چندى « رئيس دربار » بود ، تا اينكه سفير ايران در افغانستان شد . او عضو فرهنگستان بود و پس از فروغى و وثوق الدّوله رياست آن مؤسسه در عهدهء او قرار گرفت . متن خطى رساله‌اى كه چاپ مىشود به خط حسن فرزند اديب السّلطنه و متعلق به او بود . حسن پس از ختم تحصيلات حقوق در اروپا قسمتى از عمرش در وزارت دادگسترى گذشت . ( درگذشتهء 1333 ) ايشان بر بالاى صفحهء اول نسخهء كتابت خود اين عبارت را به خط نستعليق درشت نوشته است : « تاريخى كه مرحوم حسين اديب السّلطنه راجع به وقايع و حوادث از آغاز كودتاى دوران سلطنت اعليحضرت فقيد رضاشاه پهلوى تا زمان خاتمهء خدمت در دربار