ايرج افشار
85
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
سنانش عصاى موسى صفت از سنگدل عدو چشمههاى خون روان سازد ، و تيرش شهاب ثاقبوار مردهء متمرده « 1 » را از اوج هستى به خاك نيستى اندازد . تيغ جوهردارش قوايم توسن تيزرو فلك را پى كرده ، كف گوهرنثارش از صحيفهء جود نام حاتم را طىّ كرده . دست دريانوالش چون « 2 » روز رزم و بزم « 3 » چون ابر نيسان صاعقه كردار و گوهربار ، و چون باد خزانى زرفشان و برگريزان . « 4 » بيت كف راد او مظهر قهر و لطف * گه بزم جود و گه رزم عنف درارى افلاك را اگرنه خوف آن بودى كه چون لؤلؤ لالا ايشان را به كمترين [ غلام ] « 5 » لالايى بخشد هرآينه در سلك درر خزانهء عامره منتظم بودندى . و آفتاب و ماه را اگرنه بيم آن بودى كه به جاى نقدين ايشان را در وجه انعام « 6 » كمترين گدائى صرف فرمايد « 7 » محصّلان سعادات « 8 » فلكى ايشان را [ b 4 ] به رسم « 9 » قسط يك شبه در وجه عمّال خاصه فرود آوردندى . شعر الدر و الدرارى خافا جوده * فتحصنا بالبحر و الافلاك پيكر خورشيدمنظرش سربهسر انوار الهى ، منظر همايون فجرش مظهر الطاف نامتناهى . معنى « السلطان ظل اللّه » در صورت همايونش بر ديدهء اولى البصاير « 10 » ظاهر و پيدا « 11 » و صورت « الدّين و الملك توأمان » در سيرت ميمونش در نظر اهل حقايق لايح و هويدا . « 12 »
--> ( 1 ) . ج : شمرده ( 2 ) . ط : + در ( 3 ) . ج : بزمورزم ( 4 ) . ط : برگ بار ريزان ( 5 ) . از ط آورده شد ( 6 ) . ط : ندارد ( 7 ) . ط : نمايد . ( 8 ) . ط : سعادت ( 9 ) . ج ، ط : بوجه ( 10 ) . ط : اولو الابصار ( 11 ) . ج ، ط : هويدا ( 12 ) . ط : پيدا