ايرج افشار
58
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
درجاتهمچنين نقل نمودند كه چون شاه اسمعيل ثانى رخت از سراى فانى به نحوى كه مىدانى بربست و برادر كامكار او اعنى والد بزرگوار شاهزادهء نامدار بر تخت سلطنت بلاد ايران نشست ميرزا سلمان جابرى وزير اعظم را كه از پاكان روزگار بود خيال عزل عليقلى خان در خاطر خطور كرد و منشور امارت به نام ولى خليفهء شاملو كه در آن اوان حاكم نيشابور بود رقم زد ، عليقلى خان را از اين رهگذر بحار صبر و سكون به تلاطم درآمد و قدرى زهر به فولاد خليفه داده او را به استقبال فرستاد . چنانچه سابقا ذكر شده او را مسموم و به هرات معاودت نمود . بعد از اين مقدمه عليقلى خان لواى استقلال برافراخت و خيل و حشم بىشمار فراهم آورده در ظل لواى نصرتآرا از هرات عزيمت نيشابور نموده در شهور سنهء تسع و ثمانين و تسعمايه شاهزادهء كامياب به همراهى فضل وهاب بىمنت و به خدمتگارى امراى صاحب شوكت بر تخت سلطنت جلوس فرموده اعيان و اكابر به تهنيت اقدام نموده به پابوس مشرف گشتند . اكثر امراى ملكآراى خراسان كه از استيلاى امراى عراق هراسان بودند اقبالآسا روى به درگاه آسمانجاه گذاشته به لب عبوديت پاى تخت آسمانجاه پادشاه فيروزبخت را بوسه دادند و اول كسى كه از سر قدم ساخته فتح مثال خود را به ركاب ظفر انتساب رسانيد گنجعلى خان حاكم كوسويه بود . به جلدوى اين حركت ارادى كوكب اقبالش از يمن همت دولت [ 31 الف ] ابد پيوند سالها در اوج رفعت لمعان داشت . چنانكه قرب سى سال كوس دولت در دار الامان كرمان و دار القرار قندهار به نوازش درآورد . خلاصه سخن آنكه چون عليقلى خان لواى مخالفت برافراخت مرتضى قلى خان پرناك كه در آنوقت به حكومت ديار مشهد و توابع و ملحقات سرافراز بود از راه عناد كه با عليقلى خان داشت با سه هزار دلاور بهادر تركمان تيغ خلاف از غلاف برآورده پيكار عليقلى خان را مستعد گرديد . حسب الاشارهء عليقلى خان مذكور امراى خراسان كه از خان معظم اليه هراسان بودند جملگى با سپاه رزمخواه ، تيغهاى آبگون آتشبار كشيده با خيل و حشم تركمان در معركهء مصاف درآويختند . سواران رزمخواه از طرفين به باد حملهء قتال نائرهء جدال برافروخته به گرد سم ستوران خاك در ديدهء بهرام خونآشام ريختند . سوار از دو سو در خروش آمدند * چو درياى آتش به جوش آمدند