ايرج افشار

45

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

محمد بن سلطان ابوسعيد ابن سلطان محمد شاه ابن ميرزا شاه بن امير تيمور گوركان به درگاه عرش اشتباه آمده به شرف بساط بوسى عزّ اختصاص يافت و اين دو بيت را كه از نتايج افكارش بود به عرض پيش ايستادگان جاه‌وجلال رسانيد . شاها در تو قبلهء شاهان عالم است * گردون ترا مسخر و گيتى مسلّم است يكتا شدست رشتهء شاهى به عهد تو * الحمد لله ارچه كه يكتاست محكم است خلاصهء سخن آن‌كه روز پنجشنبه پنجم شهر ذى حجه كه خسرو فلك چهارم بر تختگاه فيروزى طارم برآمد و ظلال امن‌وامان بر مفارق عالميان بگسترانيد شاه گردون غلام به بلدهء طيّبهء قزوين [ 24 الف ] فردوس فرجام نزول اجلال فرمود . بعد از چند روز امرا و صدور در خدمت آن حضرت حاضر گشته در ساعت مرغوب بر تخت سلطنت و فرمان‌روائى بلاد ايران جلوس نمودند . خطبه و سكه به نام نامى و القاب گرامى آن پادشاه جهان‌پناه زيب و زينت يافت و منصب وزارت ديوان اعلى را به دستور به جناب ميرزا سلمان جابرى اصفهانى كه به تجربه رسيدهء كاردانى بود مفوض فرمودند . و هم در آن اوان مقرر شد كه كاركنان دولت ابد پيوند ، خزانهء عامره كه شاه جنت آرامگاه در عرض پنجاه و چهار سال جمع نموده بود و حضرت شاه اسمعيل ثانى بر آن افزوده درب گشود و دفاتر « خلود » را به حضور پرنور طلب داشته مواجب چهارده سالهء سپاه نصرت‌پناه را كه در دفتر « باقى » بود دست به دست و اصل ساختند . تمامى مورّخين متأخرين اتفاق دارند كه از زمان اوكتاى قاآن الى الان هيچ‌يك از سلاطين جهان چندان زر به لشكرى نداده . در سنهء 986 واقعه‌اى كه روى داد آن است كه چون خبر رحلت نواب شاه اسمعيل اشتهار يافت سلطان مراد خواندگار طمع در بلاد ايران نموده عثمان پاشا را به تسخير آذربايجان با سپاه گران به صوب ايران ارسال نمود . چون اين خبر به اردوى كيهان‌پوى رسيد امراء نامدار و غازيان شيرشكار از اطراف و جوانب به حركت درآمده در ركاب سعادت ارتكاب شاهزادهء مظفرلوا سلطان حمزه ميرزا عازم صوب مقصد شدند . عثمان پاشا چون بر چگونگى مقدمه اطلاع حاصل نمود از راه