ايرج افشار

46

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

مراجعت كرده به ولايت روم هزيمت نمود و اردوى ظفر شعار در آن سال همايون فال در بلدهء شماخى اوتراق كرد . وقايع سنهء 987 - آن‌كه چون اردوى معلى از شماخى كوچ [ كرد ] و وارد ملك عراق شد در آن اوان فتنهء عظيمى از بىخردى امراء كوتاه انديشه خليل خان افشار و قلىبيك قورچىباشى درميان سپاه قزلباش به‌هم رسيده دست تسلط و اقتدار به اقدام امور نالايق ناشايست گشودند و انواع ظلم و ستم موافق رأى تباه‌كار خود پيش گرفتند . چنانچه ادانى ملازم ايشان آنچه مىخواست نسبت به عجزه و مساكين و غيرهم مىنمود . آخر الامر خليل خان افشار كه مصدر كردارهاى ناهنجار بود و قلى بيك قورچىباشى كه در كارهاى [ 24 ب ] منسوب به منصب خود هم ناشى مىنمود به بلاى گوناگون گرفتار گرديدند . يكى آن‌كه درميان مردم شاه قلندر كه در كوه گيلويه خروج نموده به قتل رسيد و ديگرى از بيم غضب پادشاهى به ميان عسكر روم گريخته نام و نشانش از ميان سپاه قزلباش گم شد . مابقى هواخواهان آن بدكردار هريك به وجهى چنانچه مؤلف تاريخ عالم‌آرا مفصلا به خامهء اظهار درآورده به قتل رسيدند . وقايع سنهء 988 - آن‌كه عثمان پاشا مرتبهء ديگر به اتفاق غازى گراى تاتار با خيل و حشم بىشمار به دربند آمده اوتراق و الكاء شيروان را تاخت نمودند و محمد خان ولد خليفه انصار ذوالقدر و پيكر خان ذوالقدر در آن غوغا سالك طريق فنا شدند و تاخت‌وتاراج آن گروه بىشكوه تا الكاء قراباغ رسيده محصولات آن ولايات را به آتش نهب و يغما سوختند . و درين هنگام رايات ظفر آيات پادشاه جهان‌پناه به عزم بازخواست متوجه بلاد آذربايجان شد . عثمان پاشا در آن‌وقت غازى محمد گراى را با سپاه تاتار به تاراج الكه‌اى كه به اقطاع اردوغدى خليفهء ذوالقدر مقرر بود فرستاده آن ناپاك سفاك خرابى بسيار در آن ديار نموده مراجعه كرده بود . سپاه نصرت‌پناه كيف المتفق بديشان رسيده به يمن اقبال بىزوال پادشاه ظفر همال لشكر تاتار را تار و مار ساخته غازى محمد گراى مذكور را دستگير نمودند و مردمش به تمامى به قتل رسيدند . عثمان پاشا به مجرد شنيدن اين معنى فرارى شده به بلاد روم شتافت . و هم درين سال حكومت شيروان به پيكر خان زياداغلى مرحمت شده ، امير خان تركمان به مصاهرت پادشاه زمان سرافرازى گرديد .