ايرج افشار
44
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
ز اسرار گردون كس آگاه نيست * خرد را درين جايگه راه نيست امراء ملكآرا از اين قضيه آگاه گشته همگى در درب دولتخانه جمعيت نمودند و اولا به موجب كلام نبدء الاهم فالاهم قورچى را به رسم استعجال و ايلغار نزد عليقلى خان شاملو به هرات فرستادند كه به زودى خبر ناگزير حضرت شاه اسمعيل را رسانيده اگر مقدمهء مذمومه دفع شاهزادهء نامدار كامكار به ظهور نيامده باشد از آن حركت مجتنب و محترز باشد و بعد از آن وثيقه در باب پادشاهى فرزند اكبر شاه ، شاه جنت آرامگاه سلطان محمد ميرزا كه در آنوقت در دار العلم شيراز بود درست داشته كل اعيان سپاه ايران مهر بر آن گذاشته مصحوب على خان بيك موصلو كه خالوزادهء آن حضرت بود به دار العلم شيراز فرستادند كه خبر جلوس را به نواب اشرف برساند . چون اين معنى را هم پرداختند تجهيز نعش پادشاه غفرانپناه را پيش نهاد خاطر ساختند . [ 23 ب ] فرداى آن روز قيامتاندوز امرا به آئين شايسته آن غريق بحار رحمت ايزدى را برداشته به امر تكفين و تدفين به مكان مناسب اقدام نموده و روز ديگر امرا و اعيان و اشراف اردوى معلى متعاقب يكديگر سوار شده [ عازم ] ملك شيراز گرديدند . و مدت سلطنت پادشاه مرحوم مغفور يك سال و هفت ماه بود . . . . « 1 » بر ضماير هنرفرساى واقفان اسرار اخبار مخفى نماناد بعد از آنكه آسمان گردش پادشاهى ظهور كرد و ايام دولت و سلطنت حضرت شاه اسمعيل ثانى سپرى شد امراء كشورگشا جملگى عنان عزيمت به صوب دار العلم شيراز تافتند و شرف خدمت بندگان ظل اللهى را به عنوان شايسته دريافتند . شاه عالمپناه در آن روز نشاط اندوز سجدات شكر انعام منعم حقيقى به جا آورده پاى پياده به زيارت مرقد منور مطهر امامزادهء واجب التعظيم امير سيد محمد بن امام همام امام موسى كاظم عليه السلام كه هذا اليوم مشهور است به « شاه چراغ » اقدام نمودند . و بعد از چند روز به همعنانى جنود تائيدات ازلى عنان عزيمت به صوب صواب آئين اصفهان بهشت قرين انعطاف دادند و نزول اجلال به سعادت و اقبال در باغ نقش جهان فرمودند . تا مدت چند روز به عيش و عشرت گذرانيدند و از آنجا به دولت عازم ولايت قزوين شدند . در بين راه سليمان شاه بن سلطان اويس بن سلطان
--> ( 1 ) . به اندازه يك سطر و نيم سفيد مانده است براى عنواننويسى .