ايرج افشار

43

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

و در سنهء 985 - روز چهارشنبه بيست و ششم ربيع الاول ميرزا شكر الله اصفهانى از منصب وزارت ديوان اعلى معزول گشته جايش به ميرزا سلمان جابرى عنايت شد . و در همان روز منصب عظيم الشأن صدارت به مولاناى اعظم اعلم اكرم حضرت شاه عنايت الله اصفهانى كه از اتقياى سادات رفيع الدرجات بود عنايت شد . بعد از صدور اين سانحه شاه بهرام قهر را مزاج از ولد ارشد ارجمند سلطان محمد ميرزا به سبب حركات نالايق منحرف گرديده فرمان به قتلش داد . و هم درين وقت حكومت دار السلطنهء هرات را به ركن الدوله عليقلى خان شاملو كه از نباير دورميش خان بود مرحمت فرموده مقرر شد كه در حين ورود قصد حيات شهريار حميده صفات عباس ميرزا كه از اولاد محمد ميرزا و در آن‌وقت در ولايت هرات بود نمايد . غافل از آن‌كه هر ذى شوكت صاحب دولتى كه در حفظ [ 23 الف ] و حمايت حضرت حق سبحانه و تعالى است از شرّ خلايق در امان است . فكيف چند نفر قورچى ديگر را به قتل سلطان محمد ميرزا و باقى فرزندانش حمزه ميرزا و ابو طالب ميرزا و طهماسب ميرزا نامزد فرمود . چون پيمانهء عمر اين شاهزاده پر نگرديده بود در ظل رأفت بخشندهء بىمنت غنچهء نوشكفتهء حيات ايشان از سبب آفت تندباد اين فرمان مصون و محروس ماند . كسى را كه ايزد بود ياورش * هميشه درخشان بود اخترش بعد از آن‌كه خاطر خطير نواب اشرف از اين مقدمه فراغت يافت روز سه‌شنبه سوم شهر شعبان المعظم جشن عظيم در نهايت خوبى و مرغوبى ترتيب داده فرزند ارجمند خود شجاع الدين محمد را به حكومت محال فارس روانه فرمودند . و در شب جمعه بيست و چهارم شعبان ذوذبابهء مهيب كه طولش نصف قوس فلك بود در برج قوس ظاهر شد . چون نظر فرخنده‌فر بر آن افتاد زبان حق ترجمان به تذكار اين كلام جارى ساخت و گفت كه دشمن جان من اين است . اين گفتگو به روى مبارك نيامده ، در شب سيزدهم شهر رمضان از قرارى كه منشى ديوان عظيم الشأن ديار دانش حضرت اسكندر بيك در تاريخ موسوم به عالم‌آرا اشارتى بدين معنى نموده به مرض قولنج درگذشت . به گيتى كه داند به جز كردگار * كه فردا چه بازى كند روزگار